مدیریت وبلاگ
Name مهرانگیزکار مصطفی معین مصطفی تاجزاده محسن کدیور محسن سازگارا علی افشاری عبدالکریم سروش عباس عبدی آیت الله منتظری صادق هدایت شیرین عبادی سید محمد خاتمی واقعه دانشگاه امیر کبیر از دید انصار حزب الله سخنرانی فاطمه رجبی اظهارات جالب آیت الله جوادی آملی خاطرات رحيم صفوي از كرباسچي و عبدالله نوري گفتگو با مسعود ده نمکی سخنرانی جنجالی روح الله حسینیان گفتگو با بهزاد نبوی گفتگو با دکتر الهه کولایی مناظره سيدمصطفي تاجزاده و الياس نادران درباره انرژي هستهاي نامه سرگشاده تاجزاده به احمدجنتی نامهی اكبر گنجی به دكتر عبدالکریم سروش نامه سرگشاده علی افشاری به رئيس قوه قضائيه ايران گفتگو با محمد رضا خاتمی آیت الله العظمی منتظری فیلتر شکن نوشته های پیشین ایران،شش حکومت،یک ملت خشونت در پناه دين حسين (ع) رهبرديرين دموكراسي متن کامل دفاعیه خسرو گلسرخی در بيدادگاه نظامی مردی با عبای شکلاتی نامه دختران اصلاحطلب!!!!!! ستاره دار شدن محمود احمدی نژاد مجلس هفتم ايران ؛ ترس از دانش آموزان ایران نشست صميمی دکتر تاجزاده آرشیو وبلاگ دی ۸٦
آبان ۸٦
مهر ۸٦
شهریور ۸٦
امرداد ۸٦
تیر ۸٦
خرداد ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
اسفند ۸٥
بهمن ۸٥
دی ۸٥
آذر ۸٥
لینکهای مرتبط
شاخه جوانان کرج
جوانان جبهه مشارکت آمل
اصلاحات گامی به پیش
امید معماریان
شيرين عبادي
من عصیان می کنم پس هستم ....
اکسير عريانی
کامران هومن
به دنيا بگوييد بايستد
اشک ماه
discas
آخرين نفس
فتو بلاگ مستان
صنم اینجاست
دلتنگيها
برق الکترونيک
ای همه ی وجود من
خودت بيا
بارون مياد
دهکده عشق
سکوتِ سرخِ پاییز
بانگ جرس
تنها در یک نگاه
کدهای جاوا
کدهای جاوا
دايره...دايره...دايره
جايی برای همه
واژه رنگ زندگی است
شاخه جوانان غرب تهران
شاخه جوانان اراک
شاخه جوانان مازندران
اصلاحطلبان بيرجند
مجمع وبلاگ نويسان اصلاحطلب
اگر فردا بيايد
سوپر استار سينمای ايران
قصه عشق
بهار اشعار
ستاره های روشن
پرسه نشينان تنهايی
کانون پرسه نشينان تنهايی
بهزاد بهادری
پاورچين
اطلاع رسانی مشارکت
میرزای ایرانی
میرزای ایرانی
ابلهی که همه چیز میدانست
ترویج زبان عربی در ایران
Beautifull _ For ever
مسافر دشت شقایق
ایرانیان پاک سرشت
تنها محبت مهربونی
پاسارگاد رایانه اهواز
رهاتر از رها
هم آوا
فوتبال برتر
هجو و طنز
دهکده ایرونی
ماچوپیچو
جادوی سکوت
شکلات داغ
مرد آریایی
انسان بودنی است
مجمع اصلاحاتیون
مننقد به حکومت
می خواستم بگم
و اما خوزستان
بی خداحافظی
دورم از تو اما ...
یک نخ سیگار
اشک ولبخند
بانکدار بزرگ
درد دل یه...
شب روشن
پزشک 78
بی خیالی
یک انسان
اشک قلم
چرخدنده
عمو لره
چلسی
دردونه
loVeS
بند209
کیمیا
انوش
قوپوز
صورتی
مرضیه
گل یخ
ایستگاه
یادداشت
وبلاگ من
فریاد ایران
دوزخ سرد
دختران بلا
کیمیای ناب
وطن پرست
مسافر صحرا
هم واژه آزاد
اهواز کیانپارس
رهجویان گمنام
تمام نا تمام من
هفت شهر آرزو
آن سوی بی سو
ندای مردم خاموش
گاه نوشته های من
یادداشتهای یک وبلاگر
صاحب دلم : پرسپوليس
حرف های یه دختر غمگین
اهواز
۱.دکتر غلام رضا شریعتی (معاون اسبق استانداری خوزستان در دولت اصلاحات؛ عضو سازمان مجاهدین انقلاب)
۲.دکتر مهدی بخشنده (معاون وزیر جهاد کشاورزی دردولت اصلاحات،ریاست اسبق دانشگاه شهید چمران؛ عضو شورای مرکزی
جبهه مشارکت ایران اسلامی )
۳.دکتر علی حسین حسین زاده (مدیر کل اسبق امور اجتماعی استانداری خوزستان؛ استاد
دانشگاه ومعاون اسبق دانشگاه شهید چمران؛ عضو سازمان مجاهدین انقلاب )
۴.مهندس رضا دسومی (مدیر کل اسبق پایانه های استان خوزستان ؛عضو سازمان مجاهدین انقلاب)
۵.دکترجهانگیر پیش بین (استاد دانشگاه شهید چمران ؛عضو اولین دوره شورای شهر اسلامی شهر اهواز؛ عضو انجمن اسلامی مدرسین)
بهبهان
دکتر ولی الله شجاع پوریان (نماینده فعلی، ریاست اسبق دانشکده الهیات دانشکده چمران؛ عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی)
ماهشهر
مهندس علیرضا شریفی( معاون اسبق آموزش وپرورش استان خوزستان؛ عضو جبهه مشارکت ایران اسلامی )
پيام هاي ديگران () link جمعه ٢۸ دی ،۱۳۸٦ - محسن رهاو انسان آزاد
برنامه اصلاح طلبان برای هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی اعلام شد.سند خلاصه این برنامه در جریان کنفرانس مطبوعاتی و رادیوتلویزیونی ستاد ائتلاف اصلاح طلبان از سوی حبیب الله بیطرف رئیس کمیته تدوین برنامه های ستاد تشریح شد.مشروح این برنامه به شرح زیر است:
اصل اول: تبیین اهداف
جبهه اصلاحات به عنوان یک جریان اصیل اسلامی و انقلابی و معتقد به آموزه های الهی و سیاسی امام خمینی(ره) و با متعهد دانستن خود به پاسداری از انقلاب اسلامی و مشارکت در توسعه و پیشرفت میهن اسلامی و با ضروری دانستن حرکت مستمر اصلاحی در دورن نظام جمهوری اسلامی، اهداف خود در مجلس هشتم را
به شرح زیر اعلام می نماید:
1- تشکیل مجلس مقتدر، موثر و کارآمد برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی و آرمان های والای امام خمینی(ره) به منظور دستیابی به جایگاه واقعی مجلس در ساختار کلان و موقعیت شایسته در نظام جمهوری اسلامی ایران.
2- برقراری حاکمیت قانون و احتمام به اجرای تمامی اصول قانون اساسی، به ویژه اصول مرتبط با حق حاکمیت مردم و تحقق ظرفیت های نهفته در آن با استفاده از حق قانونگذاری و نظارتی مجلس.
3- فراهم کردن زمینه های لازم برای گسترش و نهادینه سازی آزادی های اجتماعی، سیاسی و تحقق مردم سالاری بر اساس اصول قانون اساسی.
4- بازگرداندن اعتدال در رفتارها و مناسبات داخلی، تعامل مثبت و سازنده با جامعه جهانی، کاربست سیاست تنش زدایی در عرصه بین المللی به منظور تامین منافع ملی و کاهش هزینه اداره کشور و بهره گیری حداکثری از امکانات و سرمایه های داخلی و خارجی.
5- بسترسازی حقوقی و نهادی برای تحقق سند چشم انداز توسعه بیست ساله به منظور دستیابی به جایگاه قدرت برتر منطقه در افق سال 1405 هجری شمسی.
6- گسترش عدالت اجتماعی، رفاه عمومی و بهبود توزیع درآمد در جامعه بمنظور ارتقاء و بهبود زندگی اقشار کم درآمد.
7- ساماندهی راهبردها و تصویب برنامه پنجم توسعه کشور در قالبی متوازن و همسو در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی به گونه ای که هر ایرانی بتواند فرصت مشارکت در توسعه کشور را به دست آورد.
8- فراهم کردن زمینه های قانونی برای گسترش محیط کسب و کار بمنظور تامین رشد اقتصادی مستمر و صیانت از حقوق مالکیت خصوصی.
فصل دوم: امور اجتماعی
راهبردها و جهت گیری های کلان اجتماعی:
1- تثبیت و نهادینه کردن جامعه مدنی از طریق حاکمیت قانون و رشد قانونگرایی، تقویت و گسترش نهادهای غیر دولتی، گسترش سطوح مشارکت و رقابت های اجتماعی، دفاع از حقوق شهروندی و تسهیل نظارت عمومی.
2- تأکید بر خردورزی و نقد مشفقانه، پرهیز از دامن زدن به هیجانات سیاسی و تبلیغاتی و نفی خشونت و افراطی گری.
3- شناسایی علل و عوامل معضلات اجتماعی، مقابله با ریشه های مفاسد و ناهنجاریهای اجتماعی، برنامه ریزی و تلاش برای حل معضلات بویژه تقویت امنیت اجتماعی و اهتمام برای ايجاد اشتغال.
4- توسعه آموزش های مهارتی در سطوح مختلف به منظور افزایش کارایی نیروی انسانی در راستای ارتقای توانایی های ملی.
5- ایجاد زمینه های قانونی و شفاف برای دسترسی برابر مردم به اطلاعات، امکانات و فرصت ها.
6- توجه ویژه به جوانان، دانشجویان و نخبگان و بهره گیری از انرژی و توانمندی آنها بر اساس برنامه ریزی های اجتماعی.
7- ارتقاء موقعیت زنان در جامعه و گسترش مشارکت آنها در مدیریت ها و فعالیتهای اجتماعی.
8- دفاع از حقوق اجتماعی قومیت ها و مذاهب در چارچوب قانونی اساسی و یکپارچگی حاکمیت ملی.
9- توجه به گروه های اجتماعی تأثیرگذار به ویژه فرهنگیان، کارمندان، کارگران و کشاورزان.
برنامه ها و اولویت ها در حوزه اجتماعی:
1- تصویب قوانین لازم جهت افزایش سرمایه های اجتماعی به ویژه مشارکت پذیری، اعتماد عمومی، وفاق ملی و قانون گرایی.
2- نظارت بر چگونگی اجرای قانون برنامه پنج ساله چهارم توسعه و پیگیری اجرای احکام، اهداف و اقدامات مرتبط با امور اجتماعی و ارزیابی عملکرد مدیریت کشور در این خصوص.
3- تصویب قوانین لازم برای اجرای برنامه جامع امور جوانان در راستای افزایش شادابی، نشاط و امید به آینده، توسعه مشارکت جوانان در امور اجتماعی و تسهیل دسترسی آنان به آموزش، اشتغال و ورود به عرصه مدیریتی کشور.
4- تصویب قوانین لازم جهت بهبود محیط کسب و کار بمنظور ساماندهی و گسترش اشتغال، توانمند سازی جویندگان کار با اولویت فارغ التحصیلان دانشگاهی و حمایت از خدمات و تولیدات واحدهای کوچک و خوداشتغال.
5- تصویب قوانین جهت ساماندهی نهادهای غیردولتی ورزشی بمنظور احیاء و توسعه ورزش کشور در ابعاد آموزشی ،همگانی، قهرمانی و حرفه ای.
6- بازبینی و تصویب قوانین لازم جهت مهار و کنترل اعتیاد با حمایت از شکل گیری جنبش همگانی مبارزه با اعتیاد و تأکید بر برنامه های پیشگیرانه.
7- تصویب قوانین لازم جهت تقویت نهادهای مدنی، ارتقای نقش شوراها و نحوه نظارت سازمان یافته مردم نسبت به عملکرد مسؤولان.
8- تصویب قانون جهت دفاع از حقوق اجتماعی اقوام ایرانی و پیروان ادیان رسمی کشور در راستای تحقق اهداف پیش بینی شده در قانون اساسی.
9- بازنگری و اصلاح قوانین مربوط به زنان جهت توسعه نقش اجتماعی و استیفای کامل حقوق آنان و تحکیم بنیان خانواده.
10- تصویب قوانین مرتبط با حقوق اجتماعی جامعه با رویکرد پرهیز از خشونت و افراطی گری.
11- پیگیری و نظارت بر اجرای قانون جامع رفاه و تأمین اجتماعی، ارتقاء سلامت جامعه از طریق بهبود خدمات بهداشتی و درمانی، توانمند سازی اقشار کم درآمد و آسیب پذیر با تقویت نهادهای اجتماعی، موسسات غیرانتفاعی و خیریه.
12- بازبینی و اصلاح قوانین مرتبط با حقوق اجتماعی و رفاهی اقشار تأثیرگذار به ویژه فرهنگیان، کارمندان، کارگران و کشاورزان.
13- بازبینی و اصلاح قوانین مرتبط با حفاظت از محیط زیست و برقراری الزامات قانونی جهت توسعه محیط زیست سالم و استاندارد برای نیل به زندگی امیدبخش و شاداب جامعه.
14- تصويب سازوكارهاي قانوني جهت تقویت نهادهای کارگری و سندیکایی، جهت حمایت از حقوق قانونی کارگران و تعامل سه جانبه کارگر، کارفرما و دولت جهت بهبود کار و توسعه فعالیت و بهبود شرايط كار.
فصل سوم: امور اقتصادی
راهبردها و جهت گیری های کلان اقتصادی:
1- سامان دهی اقتصاد با هدف تأمین رشد اقتصادی و صيانت از حقوق اقتصادي مردم از طريق حذف رانت ها و بازكردن محيط كسب و كار.
2- ساماندهی قوانین و مقررات اقتصادی در راستای کارآمدی، نهادسازی و ایجاد ثبات لازم در آنها.
3- تضمین حقوق مالکیت خصوصی، تأمین امنیت قضایی و اقتصادی برای سرمایه گذاری و تولید، ایجاد شرایط و فضای رقابتی، سالم و عادلانه براي فعاليت.
4- تسریع در واگذاری بنگاه های اقتصادی دولتی به بخش خصوصی و اجرای سیاست خصوصی سازی با هدف کاهش مداخله دولت در اقتصاد.
5- تأمین منابع درآمدی جدید برای دولت جهت کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، استفاده از درآمدهای نفتی در سقف محدود برای ساخت زیربناها و اجرای طرح های عمرانی، پس انداز مازاد درآمدهای نفتی در حساب ذخیره ارزی و بهره برداری از آن به صورت بازتولید ثروت بین نسلی.
6- هدفمند سازی یارانه های آشکار و پنهان با هدف تخصیص بهینه منابع عمومی، توزیع عادلانه درآمد، ارتقای زندگی و معیشت گروههای کم درآمد و رفع فقر شدید.
7- مبارزه هدفمند، برنامه ریزی شده و همه جانبه با فساد اقتصادی از طریق حذف رانت های اقتصادی، انحصارها و شرایط تبعیض آمیز در عرصه فعالیت های اقتصادی و جلوگیری از فعالیت های غیرقانونی،قاچاق، اقتصاد سیاه و غیررسمی.
8- رعایت انضباط مالی و بودجه ای دولت و استقلال بانک مرکزی با هدف افزایش کارایی اقتصادی ،مهارگرانی و تک رقمی کردن نرخ تورم، ایجاد ثبات و پایداری در اقتصاد کشور، کاهش ریسک سرمایه گذاری بخش خصوصی داخلی و جلب سرمایه گذاری خارجی.
9- کارآمد سازی بازارهای سرمایه و پول با اصلاح ساختارها و بهره گیری از فن آوری جدید ارتباطی واطلاعاتی ، تجارت الکترونیکی و رقابتی کردن نظام بانکی.
10- کارآمد کردن بازار کار به منظور پاسخگویی به نیاز اشتغال کشور با انجام اصلاحات لازم در قوانین.
11- برنامه ریزی جهت افزایش بهره وری عوامل تولید در کشور و ارتقای عوامل و فن آوری های مؤثر.
برنامه ها و اولویت ها در حوزه اقتصادی :
1- نظارت بر چگونگی اجرای برنامه پنج ساله چهارم توسعه و پیگیری اجرای احکام، اهداف و اقدامات مرتبط با حوزه اقتصاد و ارزیابی عملکرد مدیریت اجرایی کشور در این خصوص.
2- تصویب قانون برنامه پنجمین توسعه در انطباق با اسناد بالا دستی( سند چشم انداز توسعه 20 ساله و سیاست های کلی نظام) با استفاده از تجربیات موجود در اجرای برنامه های قبلی توسعه و بهره گیری از ظرفیت های علمی و کارشناسی کشور و با هدف گذار از نظام اقتصاد متکی بر" دولت- بازار" به " بازار- دولت".
3- اصلاح قانون تجارت در جهت انطباق بستر حقوقی فضای کسب و کار کشور با تحولات جدید در عرصه ملی و بین المللی با هدف تامین ظرفيت های حقوقی برای اصلاحات ساختاری شرکت ها و موسسات مانند ادغام ها، توسعه قلمرو و بهره گیری از مدیریت حرفه ای به جای مدیریت مالکیتی.
4- اصلاح قانون اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران در جهت تعلق کامل این نهاد به بخش خصوصی و ترسیم چگونگی ایفای نقش در نظام تصمیم گیری و فعالیت های اقتصادی.
5- تصویب قانون مالیات بر ارزش افزوده.
6- بازبینی و تصویب قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان و تصویب قانون جلوگیری از انحصار و تشکیل تراست.
7- بازنگری در نظام بودجه ریزی با هدف عملیاتی کردن منابع تخصیصی و افزایش کارآیی، شفاف سازی، ساده سازی و نظارت پذیری.
8- نظارت بر اجرای قانون نظام جامع رفاه و تأمین اجتماعی به منظور هدفمند کردن یارانه های آشکار و پنهان در بودجه عمومی، ساماندهي حمايت هاي اجتماعي و كاهش فقر در جامعه.
9- تصویب قانون بیمه تجاری به منظور روان سازی تجارت با کشورها و ترانزیت کالا از مسیر ایران.
10- تصویب قوانین لازم جهت مبارزه جدی با فساد اقتصادی به ویژه در نظام بانکی و قراردادهای ملی، تصویب قوانین بازدارنده برای جلوگیری از تشکیل باندهای قدرت- ثروت.
فصل چهارم: امور علمی و فرهنگی
راهبردها و جهت گیری های کلان علمی و فرهنگی:
1- گسترش و تعمیق فرهنگ و فضایل دینی و خلاقی در جامعه و کاهش ناهنجاری های فرهنگی و پرهیز ار خرافه گرایی.
2- توسعه علمی و ارتقای منزلت دانش و پژوهش در نظام اجرایی کشور و حفظ حریم و شئون اصحاب علم و نظر.
3- تقویت و گسترش خط و زبان فارسی به عنوان یکی از مؤلفه های وحدت ملی و حمایت از زبان ها و فرهنگی های قومی و محلی در اجرای اصل پانزدهم قانون اساسی.
4- گسترش فرهنگ و هنر اصیل ایرانی- اسلامی و توسعه مبادلات فرهنگی با جامعه جهانی با حفظ هویت ملی- اسلامی.
5- حمایت از آزادی اندیشه، تکثر فرهنگی، بسط میدان رقابت و تضارب آرا از طریق گسترش رسانه های حقیقی و مجازی برای توسعه جنبش بیداری و آگاهی ملی.
6- تحول در نظام آموزشی کشور با تکیه برنوآوری، استفاده از دستاوردهای جهانی و کاربردی کردن آموزش بر اساس نیازهای ملی.
7- بهره گیری از مزیت های رقابتی کشور در قلمرو اطلاعات و ارتباطات و کاهش شکاف فزاینده علمی و فناوری با جهان و ترغیب حضور و فعالیت هر چه بیشتر بخش خصوصی در تولید، عرضه و صدور فناوری اطلاعات و نرم افزارهای مختلف علمی ،اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
8- حمایت از سازوکارهای جدید و تأثیرگذار در عرصه فرهنگی از طریق کمک به شکل گیری و گسترش وسايل ارتباط جمعي جهت بسط آموزش عمومی، فرهنگ سازی ملی و گسترش آگاهی های علمی و فرهنگی جامعه.
9- ایجاد پیوستگی میان چرخه آموزش، پژوهش، فناوری، کارآفرینی و تولید ثروت ملی.
10- ساماندهی دستگاه ها، سازمان ها و موسسات فرهنگی کشور، برقراری سازوکارهای حمایتی، هدایتی ونظارتی برای آنها، تنظیم حمایت های مالی دولت در چارچوب اثربخشی و ارزیابی عملکرد آنها با رعایت اصل پرهیز از دولتی کردن و حفظ استقلال نهادهای دینی و فرهنگی.
برنامه ها و اولویت ها در حوزه علمی و فرهنگی:
1- نظارت بر چگونگی اجرای برنامه پنجساله چهارم توسعه کشور در حوزه علوم، فناوری و امور فرهنگی و پیگیری اجرای احکام، اهداف و اقدامات مرتبط با امور علمی و فرهنگی کشور و ارزیابی عملکرد مدیریت اجرایی کشور در این خصوص.
2- بازبینی و تصویب قوانین لازم برای ارتقای سطح منزلت و کرامت انسانی و فراهم شدن زمینه های لازم برای بسط فرهنگی قرآنی، آموزه های اصیل دینی و گسترش اخلاق و معنویت در جامعه.
3- فراهم کردن ساز و کارهای حقوقی و قانونی برای پشتیبانی از پیشرفت های علمی- فنی و گسترش تحقیقات بنیادی، توسعه ای و کاربردی درمراکز آموزشی، پژوهشی و صنعتی کشور.
4- تصویب قوانین لازم برای گسترش فرهنگ و هنر اصیل ایرانی- اسلامی و حمایت از هنرمندان، آثار هنری و توسعه فضاهای فرهنگی و هنری در کلیه مراکز بخش، شهرستان و استان در سراسر کشور.
5- بازبینی و تصویب قوانین مرتبط با رسانه های عمومی به ویژه مطبوعات و پایگاه های اطلاع رسانی و حمایت از شکل گیری و گسترش وسایل ارتباط جمعی خصوصی.
6- بازبینی و تصویب قوانین لازم برای ارتقای بهره وری و بازدهی دستگاه های آموزشی، پژوهشی و فرهنگی متناسب با اهداف توسعه علمی، فناوری و فرهنگی کشور و حمایت از افزایش سرمایه گذاری در این بخش ها به ویژه تقویت سرمایه گذاریهای غیردولتی.
7- تصویب قوانین موردنیاز و مشوق برای رشد خلاقیت ، نوآوری و کارآفرینی در جامعه به ویژه براي نسل جوان .
8- تصویب قوانین لازم برای صیانت و بهره برداری از دستاوردها و تجارب علمی و مدیریتی کشور در سطوح مختلف و حمایت موثر از فرهنگسازی و ارزش گذاری به دانشمندان، علما، خدمتگذاران به جامعه و کشور؛ نخبگان علمی و فرهنگی، کارآفرینان و صنعتگران نمونه ، افتخارآفرینان ایرانی در عرصه های مختلف در سطح ملی و بین المللی.
9- تصویب قوانین لازم برای افزایش اختیارات مدارس و امکان اداره آنها زیرنظر هیئت امناء با هدف افزایش کیفیت آموزشی و استفاده بهینه از منابع و امکانات تخصیص یافته.
10- تصویب ساز و کارهای قانونی برای عضويت نمایندگان منتخب معلمان در کلیه شوراهای آموزش و پرورش و تصویب قانون تاسیس سازمان نظام معلمی ايران.
11- بازبینی و تصویب قانون جهت ایجاد سازو کارهای مشاركت دانشجویان و اساتید در اداره امور موسسات و مراکز آموزشی و پژوهشی.
12- تصویب قانون برای گسترش فعالیت بخش خصوصی و تعاونی در تولید، عرضه و صدور قناوری اطلاعات و نرم افزارهای مختلف علمی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
13- بازنگری و بهبود در قوانین مرتبط با نظامات استخدامی، اداری، حقوق و دستمزد و بازنشستگی فرهنگیان، دانشگاهیان و نخبگان علمی، هنری و فرهنگی کشور با رعایت اصل بهره مندی حداکثری از تجارب و اندوخته های اصحاب علم، هنر و اندیشه.
14- بازبینی و تصویب قوانین مرتبط با نحوه تأسیس و فعالیت تشکل ها، موسسات و نهادهای علمی، فرهنگی و حرفه ای غیردولتی.
فصل پنجم: امور سیاسی و روابط خارجی
راهبردها و جهت گیری های کلان در امور سیاسی و روابط خارجی:
1- ارایه چهره منطقی و رحمانی از اسلام و نفی خشونت و تروریزم و مقابله با سوء استفاده از ادیان الهی در مناسبات داخلی و خارجی.
2- حمایت از آزادی های فردی و گروهی در عرصه سیاسی و اجتماعی در چارچوب قانون اساسی و رعايت اصل نهم قانون اساسي در تفكيك ناپذير بودن آزادي،استقلال،وحدت و تماميت ارضي كشور در جمهوري اسلامي ايران.
3- فراهم آوردن زمینه های مناسب مشارکت بخش های مختلف جامعه( زنان، جوانان، دانشجویان و...) در عرصه های گوناگون سیاسی.
4- حمایت از گسترش و تثبیت فعالیت احزاب و تشکل های سیاسی در جهت تقویت مردم سالاری، همبستگی و وفاق ملی و حمایت از توسعه نهادهای مدنی.
5- احیاء رویکرد تنش زدایی و اعتماد سازی در روابط خارجی و پرهیز از سیاست های جنجال آفرین و کسب مجدد وجاهت بین المللی و مقابله با انزوای سیاسی ایران.
6- بهره برداری از موقعیت ممتاز کشور در منطقه و جهان و ایجاد مناسبات جدید در سطوح منطقه ای و بین المللی.
7- حمایت از حل مشکلات مزمن در حوزه ارتباطات خارجی به ویژه روابط با همسایگان( سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی)
8- تسهیل مبادلات خارجی و افزایش سهم ایران در بازهای جهانی کالا، خدمات، نیروی کار، سرمایه، علوم و فناوری.
9- تلاش یرای رفع تحریم های سیاسی، اقتصادی، علمی و فناوری برقرار شده بر علیه ایران.
10- حرکت در جهت تشکیل قطبهای مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و امنیتی به منظور مقابله با ایجاد جهان تک قطبی.
برنامه ها و اولویت های در حوزه امور سیاسی و روابط خارجی:
1- نظارت بر چگونگی اجرای برنامه چهارم توسعه کشور در حوزه سیاسی و روابط بین الملل و پیگیری اجرای احکام، اهداف و اقدامات مرتبط با این حوزه و ارزیابی عملکرد مدیریت اجرایی کشور در این خصوص.
2- بازبینی و تصویب قوانین مرتبط با حقوق سیاسی و اجتماعی شهروندان و حمایت از فعالیت های قانونی آنها.
3- تصویب قوانین لازم جهت توسعه مشارکت سیاسی جامعه در قالب احزاب و تشکل هاي سياسي، نهادینه کردن حضور آنها در فرایند تصمیم سازی و انجام فعالیت ها.
4- بازبینی و اصلاح قوانین مرتبط با انتخابات و تعیین جایگاه شایسته برای احزاب قانونی در راستای برگزاری انتخابات حزبی در کشور.
5- تصویب قوانین لازم جهت انسجام، سازگاری و هماهنگی در همه فعالیت های مرتبط با روابط خارجی.
6- بازبینی و تصویب قوانین لازم جهت تسهیل در مبادلات خارجی و افزایش سهم ایران در بازارهای جهانی کالا، خدمات، نیروی کار، سرمایه ،علوم و فناوری.
7- تصویب قوانین لازم جهت تداوم و تعمیم راهبرد تنش زدایی و اعتماد سازی در روابط خارجی.
8- بهره گیری از دستاوردهای ملی و تجارب جهانی در ترجیح منافع ملی و رعایت مصالح ملی در روابط خارجی و ملحوظ نمود سازکارهای اجرایی آن در قانون برنامه پنجساله پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران.
9 - تصویب سازکارهای قانونی جهت عدم تأثیرگذاری رقابتهای سیاسی و حزبی داخلی در راهبردها و سیاستهای کلان جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی.
فصل ششم: امور امنیتی، دفاعی و قضایی
راهبردها و جهت گیری های کلان امنیتی، دفاعی و قضایی:
1- رفع تهدیدهای امنیتی در عرصه ملی و کاهش و تعدیل تهدیدات منطقه ای و جهانی از طریق تقویت اقتدار و مقبولیت جمهوری اسلامی.
2- افزایش و سامان دهی توان بازدارندگی دفاعی کشور با توجه به شرایط ویژه جغرافیایی.
3- گسترش همکاری امنیتی و دفاعی فراملی در جهت ارتقای امنیت ملی و منطقه ای و افزایش توان دفاعی کشور.
4- ارتقای امنیت اجتماعی از طریق تقویت مشارکت عمومی و مقابله با ریشه های پیدایش و گسترش جرایم و نابسامانی های امنیتی و اجتماعی.
5- استقرار و تقویت امنیت و ثبات در سطوح فردی، گروهی و اجتماعی جهت توسعه فعالیت های علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی.
6- ارتقای توان حقوقی نظام قضایی کشور به ویژه از جنبه بین المللی به منظور حضور فعال و موثر در محاکم بین المللی و حفظ و صیانت از حقوق و منافع ملی و دفاع از حقوق ایرانیان در سراسر جهان.
7- روزآمد کردن قوانین و مقررات کیفری و حقوقی به تناسب نیازهای ملی و بین المللی و فراهم سازی زمینه های لازم جهت تحقق توسعه قضایی.
8- توسعه صنایع دفاعی کشور با درک ضرورت ها، اولویت ها، حذف فعالیتهای موازی و غیرضروری، بهره برداری از ظرفیت های بلا استفاده و سرمایه های غیرمولد و کارآمد کردن صنایع دفاعی.
9- حمایت از توسعه پژوهش های استراتژیک در عرصه های امنیتی، دفاعی و قضایی در راستای تقویت بنیان های حاکمیت ملی و بهره گیری بیشتر از ظرفیت های غیردولتی.
10- حمایت از توسعه و نوسازی مولفه های اقتدار ملی و تجهیز نیروهای امنیتی، دفاعی و قضایی کشور به امکانات هوشمند و مدرن.
برنامه ها و اولویت ها در حوزه امورامنیتی ، دفاعی و قضایی:
1- نظارت بر چگونگی اجرای برنامه چهارم توسعه در حوزه های امنیتی، دفاعی و قضایی و پیگیری اجرای احکام، اهداف و اقدامات مرتبط با این حوزه ها و ارزیابی عملکرد مدیریت اجرایی کشور در این خصوص.
2- بازبینی و تصویب قوانین لازم جهت بهره گیری نیروهای امنیتی، دفاعی و قضایی از فناوریهای جدید و پیشرفته و ارتقاء برنامه های آموزشي آنها.
3- تصویب قوانین لازم جهت توسعه پژوهش های راهبردی و کاربردی در عرصه امور امنیتی، دفاعی و قضایی و بهره گیری از ظرفیت های ملی و به ویژه قابلیت های بخش غیردولتی.
4- برقراری ساز و کارهای قانونی جهت الزام نیروهای امنیتی، دفاعی و قضایی به افزایش توان در انجام فعالیت ها و عملیات پیشگیرانه و مقابله هوشمندانه در جلوگیری از تهدیدات امنیتی و جرائم اجتماعی.
5- تصویب قوانین لازم جهت شفاف سازی ،کارآمدی و مسئولیت پذیری نهادهای امنیتی، دفاعی و قضایی کشور در راستای منافع ملی و رعایت حقوق اجتماعی مردم.
6- بازبینی و اصلاح قوانین مدنی، کیفری و آیین دادرسی.
7- اصلاح قانون تشکیل داده گاه های عمومی و انقلاب
8- بازبینی و تصویب قوانین حمایت از حریم خصوصی، مجازات اسلامی، صیانت از جایگاه مجلس و نمایندگان، تعریف جرم سیاسی، جرایم رایانه ای، ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد.
فصل هفتم: امور اداری و مدیریتی
راهبردها و جهت گیری های کلان اداری و مدیریتی:
1- برقراری نظام اداری کارآمد، خدمتگذار و پاسخگو از طریق تحقق اصل شایستگی در نظام اداری، ایجاد محیط مناسب برای رشد کرامت انسانی، فضایل اخلاقی، سلامت، شفافیت و نظارت پذیری دستگاه ها و دولت.
2- تنظیم و برپایی روابط شایسته بین قوای جمهوری اسلامی و همچنین روابط مجلس شورای اسلامی با سایر ارکان نظام به صورت قانونمند و نهادینه شده.
3- کاهش مسئولیت های تصدی دولت( واگذاری وظایف و تصدی ها به شوراها، نهادهای مدنی و بخش غیردولتی) و تقویت حضور موثر دولت در قلمروهای حاکمیتی.
4- ساماندهی و توسعه منابع انسانی، تقویت و رشد مدیران و برقراری سیستم های انضباطی كارآمد.
5- ارتقای کمی و کیفی حضور زنان در سطوح مختلف مدیریت به تناسب شایستگی ها.
6- بالا بردن بهره وری نظام اداری و تقویت مشارکت مردم جهت برپایی یک نظام توسعه گرا و کارآمد.
7- ارتقای بهره مندی از فناوری اطلاعات در امر تصمیم سازی و تصمیم گیری ها در کشور و افزایش سرعت و کیفیت خدمات و عملیات اداری.
8- توسعه نظارت مجلس در راستای شفافیت در تصمیمات اجرایی و مقابله با مفاسد اداری و هرگونه سوء استفاده شخصی، جناحی و سیاسی از منابع، امتیازها و امکانات دولتی.
9- تجهیز مدیران کشور به دانش ها و مهارت های کاربردی در راستای بهبود عملکرد و افزایش بهره وری و رعایت استانداردهای ملی.
10- حمایت از سرمایه های انسانی جامعه و فراهم نمودن ساز و کارهای لازم برای بهره گیری از تجارب و تخصص مدیران در بخشهای مختلف دولتی ،عمومی، تعاونی و خصوصی.
برنامه ها و اولویت ها در حوزه امور اداری و مدیریتی:
1- نظارت بر چگونگی اجرای قانون برنامه چهارم توسعه در حوزه امور اداری و مدیریتی و پیگیری اجرای احکام، اهداف و اقدامات مرتبط با این حوزه و ارزیابي عملکرد مدیریت اجرایی در این خصوص.
2- بازبینی و اصلاح قوانین مرتبط با تحول اداری و برپایی نظام اداری کارآمد.
3- تصویب قوانین جهت بازگشت دولت به وظایف اصلی خود در زمینه های امنیتی، اقتصاد کلان، آموزش، سلامت، زمینه سازی برای تأمین مسکن و زیربناها.
4- تصویب قوانین لازم جهت تمرکز زدایی و واگذاری مسئولیتها به سطوح استانی، منطقه اي،شوراها و بخشهاي خصوصي و تعاوني.
5- تصویب قانون جهت تقویت سرمایه های اجتماعی و تعیین راهکارهای توسعه و ارتقای كيفيت اموراداري و مدیریتی در نظام جمهوری اسلامی ایران.
6- تصویب قانون جهت مقابله با فریب کاری و تعیین مجازات، برای مسئولان و مقاماتی که با ارایه آمار و مطالب دروغ قصد فریب مردم و جامعه را دارند.
7- تصویب قوانین لازم جهت جداسازی حوزه مسائل اداری و اجرایی کشور از حوزه مسائل و چالشهای رقابت آمیز سیاسی، اجتماعی و محلی با تفکیک عرصه های دولتی و مدنی از یکدیگر.
8- تصویب قوانین جهت حمایت از منابع انسانی کشور بویژه مدیران در بخشهای مختلف دولتی، عمومی، تعاونی و خصوصی و فراهم کردن سازو کارهای قانونی جهت بهره گیری از تخصص و تجربه آنان.
به امید پیروزی
تیم سفرهای استانی آقای خاتمی با اعلام پوزش از مردم خوزستان سفر آقای خاتمی را به دلیل کسالت و توصیه پزشکان به هفته های آتی موکول کرد.
لغو سفر شایعاتی نیز درپی داشت.روزنامه کارگزاران دلیل لغو سفر آقای خاتمی را عدم همکاری مسولان امنیتی استان خواند.
که البته با واکنش دکتر شریعتی رئیس ستاد اصلاح طلبان استان خوزستان و رئیس ستاد استقبال روبه رو شد.به گفته دکتر شریعتی مسئولان امنیتی همکاری بسیار خوبی با ستاد استقبال داشتند،وعلی رغم آمادگی مسئولان سفر آقای خاتمی به دلیل کسالت ،و ناراحتی از ناحیه دیسک کمر لغوشد،و انشااله در هفته های آتی شاهد حضورشان در استان خواهیم بود.
***سفر سید محمد خاتمی به اهواز ۱۵دی ماه.***
متاسفانه امشب مسئول برنامه های سفرهای استانی آقای خاتمی{علی خاتمی}اعلام کرد بيماری ديسک کمر باعث لغو تمام برنامه ها شده.......
پيام هاي ديگران () link شنبه ۸ دی ،۱۳۸٦ - محسن رهاو انسان آزاد
پاسخ : اصل اين موضوع اجمالا زماني بود كه فداييان اسلام و طرفداران مرحوم نواب صفوي به قم آمده بودند، تعدادشان هم زياد بود و تقريبا قم را داشتند قبضه ميكردند. من يادم هست كه مرحوم واحدي وقتي ميخواست حمام برود، تعداد زيادي طلبه به دنبالش راه ميافتادند كه ايشان را بدرقه كنند. و تقريبا حوزه قم محل سخنراني فداييان اسلام شده بود، خود نواب صفوي به قم آمد و يك سخنراني ايراد كرد و منبري رفت و سوره (الهيكم التكاثر) را با يك شوري ميخواند، و آقاي سيدهاشم و مرحوم آقاي واحدي سخنراني هاي تندي ميكردند، اين افراد بالاخره مرحوم آيت الله بروجردي را مورد حمله قرار دادند و در حقيقت ميگفتند كه پيرمرد مرجعيت شيعه را قبضه كرده و ساكت است و هيچ چيز نمي گويد و اسلام در خطر است ، و نسبت به خود مرحوم آيت الله بروجردي در تعبيراتشان هتاكي داشتند. دولتي ها هم چون اينها روحاني بودند نمي خواستند بدون نظر آيت الله بروجردي دخالت كنند.
من يادم هست كه ما نزد آيت الله خميني كه تعدادمان پنج شش نفر بود درس زكات ميخوانديم كه صحبت از فداييان اسلام به ميان آمد، آقاي خميني گفتند: اين كه وضع نشد، اين افراد حوزه را به هم ريخته اند، اينها حوزه را از حوزويت خارج كرده اند، اصلا به عقيده من بايد دولت اينها را تعقيب كند، يعني چه ، اين چه معني دارد؟! اگر با آقاي بروجردي حرف دارند بايد محترمانه حرفشان را به آقاي بروجردي بگويند نه اين كه مرجع تقليد را مورد هجوم و حمله قرار دهند. بالاخره مرحوم آيت الله خميني از اينها ناراضي بودند.
و مرحوم مطهري گفتند كه من با ديدن چنين اوضاعي رفتم با نواب صفوي بيش از يك ساعت دنبال رودخانه راه رفتيم و صحبت كرديم كه بالاخره كيان تشيع هميشه به مرجعيت بوده و شما هم اگر حرفي و صحبتي داريد دوستانه مطرح كنيد و بنويسيد و اين طور حمله كردن به مرجع شيعه درست نيست . مرحوم آقاي مطهري هم از آقاي بروجردي دفاع كرده بودند. البته آقايان در حسن نيت آقاي نواب و فدائيان اسلام ترديد نداشتند ولي روش تند آنان را تخطئه ميكردند. و بالاخره يك تعدادي مثل آقاي حاج شيخ اسماعيل معزي و جمعي ديگر با چوب و چماق آنهايي را كه در قم سخنراني ميكردند بيرون كردند و نگذاشتند كه شهرباني دخالت كند، وگرنه شهرباني خيلي متمايل بود كه دخالت كند. بالاخره آقاي خميني و مطهري با روش آنها (فداييان اسلام ) مخالف بودند، هرچند آنان را داراي نيت خوب ميدانستند. ولي افرادي كه ميخواستند تفتين كرده و پرونده درست كنند نزد مرحوم آيت الله بروجردي وانمود كردند كه آقاي خميني و آقاي مطهري طرفدار فداييان اسلام هستند و از اين تندروي هايي كه فداييان اسلام انجام دادند حمايت ميكردند.
اين را هم بگويم كه از طرف آيت الله بروجردي به آقاي حاج آقا عبدالله تهراني پيشنهاد شده بود كه شما يك عده از طلبه هايي را كه با هوش و بي غرض هستند معين كنيد كه در حوزه اگر يك طلبه اي دنبال كارهاي خلافي است و آبروريزي ميكند اينها را گزارش بدهند. در حقيقت گزارشگر حوزه باشند تا بعد با طلبه هاي متخلف صحبت بشود و تنبيه شوند. مرحوم حاج آقا عبدالله عده اي از جمله من را دعوت كرد، آقاي جلال آشتياني ، و آقاي مولايي هم - كه مدتي متولي آستانه حضرت معصومه بود - دعوت شدند، به آقاجلال آشتياني و من و جمعي ديگر كه حدود 7 يا 8 نفر بوديم گفتند كه اگر كار خلافي در حوزه انجام شد گزارش بدهيم . يك روز من در روستاي وشنوه خدمت مرحوم آيت الله بروجردي بودم ، 7 يا 8 نفر ديگر هم حضور داشتند و آقاي آشتياني هم حضور داشتند، آقاجلال شروع كردند عليه فداييان اسلام صحبت كنند و بعد به آقاي بروجردي گفت : اينها را كه از قم بيرون كردند پيش مرحوم آقاي كاشاني رفتند و آقاي كاشاني اينها را تشويق كرده و به هر نفر از آنها 50 تومان داده است . بلافاصله آقاي بروجردي گفتند: من نمي دانم چرا بعضي از عقلاي قوم با اينها همكاري ميكردند؟! هر كس كه بود ميفهميد كه منظور از عقلاي قوم همان تيپ آقاي خميني است . بعد آقاي بروجردي بلافاصله به حاج محمدحسين احسن گفتند: راستي حاج محمدحسين آن نامه اي را كه حاج آقا روح الله از مشهد نوشته بود بياور تا جواب آن را بدهيم . اينجا من يقين كردم منظور آقاي بروجردي از عقلاي قوم ، آقاي خميني بوده ; و صحبت هاي آقا جلال تحريك آميز بود. من ناراحت شدم و به آقاجلال گفتم كه پيداست آقاي بروجردي نسبت به آقاي خميني سوءظن پيدا كرده ، در صورتي كه خود من در درس آقاي خميني حضور داشتم و آقاي خميني گفتند كه اين كارها اشتباه است و بايد شهرباني دخالت كند، اينها حوزه را به هم زده اند و حفظ حوزه و حريم مرجعيت از همه چيز واجب تر است . آقاي خميني اين طور گفتند اما حالا در ذهن آقاي بروجردي اين طور رفته ، مشخص است كه يك عده ميخواهند براي آقاي خميني و آقاي مطهري پرونده درست كنند. كه اين طور هم شد، به طوري كه آقاي بروجردي نامه آقاي مطهري را نگرفت و دليل آن هم به خاطر همين جوسازي ها بود. منظور اين است كه من همان جا با آقاجلال صحبت كردم كه ايشان نسبت به آقاي خميني نبايد اين طور فكر كنند. به آقا جلال گفتم كه : بايد يك كاري بكنيم كه اين مطلب كه آقاي خميني محرك فداييان اسلام بوده است از ذهن آقاي بروجردي بيرون بيايد، و من عكس اين مطلب را از آقاي خميني شنيده ام . اين اصل جريان بود. سر اعدامشان هم آقاي خميني و هم آقاي بروجردي مخالفت كردند. من جريان را طي يك نامه به آقاي مطهري كه در آن زمان در فريمان بودند نوشتم كه آقاي خميني مشهد است و اين جرياني را كه نزد آقاي بروجردي اتفاق افتاده است ايشان به آقاي خميني بگويد، آقاي مطهري هم به مشهد رفته و جريان را براي آقاي خميني تعريف كرده بودند. من در حقيقت از آقاي خميني حمايت كردم . اين جريان بيشتر از اين نبود.
بعد آن گونه كه نقل شد: كساني ميخواستند آقاي خميني ، آقاي مطهري و من را در ذهن آقاي بروجردي ملكوك كنند كه اينها طرفدار فداييان اسلام هستند، تا ما سه نفر مطرود آقاي بروجردي شويم . وقتي كه گزارش را تهيه كردند اسم من هم در آن بوده ، اما هنگامي كه خواستند نزد آقاي بروجردي ببرند يك كسي گفته بود آقاي بروجردي به آقاي منتظري خيلي علاقه دارد چون مقرر درسش است ، اگر آقاي منتظري را ضميمه كنيد آن دو نفر هم مورد ترديد آقاي بروجردي واقع ميشوند، آن وقت اسم من را قلم گرفتند و به آقاي بروجردي راجع به آقاي خميني و آقاي مطهري گزارش دادند كه ايشان را ناراحت كردند و بعد هم سبب شد آقاي خميني تا چند وقت خانه آقاي بروجردي نمي رفتند.
مرحوم مطهري وقتي ميخواست به تهران كوچ كند به آقاي بروجردي نامه اي نوشت به عنوان اين كه : من آمدم با شما خداحافظي كنم كه موفق نشدم ايشان نامه را به من دادند. من روز پانزدهم شعبان خدمت آقاي بروجردي بودم ، جمعيت زيادي هم بودند، از جمله حاج آقاي اشراقي هم بود، من به آقاي بروجردي گفتم آقاي مطهري ميخواست به تهران برود و نتوانست خدمت شما برسد اين نامه را خدمت شما فرستاد، آقاي بروجردي از گرفتن نامه امتناع كردند، كه معلوم شد ذهن ايشان را خيلي پر كرده اند. آقاي حاج ميرزا ابوالحسن گفت : مگر نمي داني كه در ذهن ايشان كرده اند كه آقاي مطهري هم از حاميان فداييان اسلام بوده است ؟ حالا تو آمده اي نامه مطهري را ميخواهي به آقا بدهي ؟!
پرسش : به همين قياس اين همه اطلاعاتي را كه به آقاي بروجردي گزارش ميدادند خيلي شبيه به اتفاقي است كه راجع به خود شما پيش آمد، همين كار با آقاي خميني شده ، طوري مسائل را به ايشان ميگفتند كه ايشان از شما ناراحت ميشدند و انگار كه بيت شما پايگاه منافقين است و بعد هم تصور شد كه مدارس شما پايگاه منحرفين در قم است .
پاسخ : مدارس تحت نظارت اينجانب را هنگامي كه متوجه شدم نسبت به من حساسيت پيدا شده ، خودم در اختيار آقاي اميني گذاشتم ، يادم هست روزي كه آقاي اميني گزارش مدارس را ميدادند گفتند در مدرسه بعثت طلبه هايي هستند به قدري با استعداد و خوش قلم كه واقعا موجب آبروي حوزه هستند و برخي را اسم بردند، ايشان ميخواستند من را اميدوار كنند. ارزيابي آقاي اميني در باره جوسازي هاي آن زمان كه عليه مدارس تحت اشراف بنده شده بود خوشبختانه مثبت بود.
پرسش : راجع به زندان و اعدام كردن فداييان اسلام خاطره اي داريد؟
پاسخ : اما اعدام فداييان اسلام ; برحسب مسموع وقتي كه صحبت اعدامشان شده بود آيت الله بروجردي حاج احمد را به تهران فرستاده بودند كه به شاه بگويد و وساطت كند و جلوي اعدام اينها را بگيرد. آن وقت شاه آبعلي رفته بود و آنها كاري كردند كه آنها را اعدام كردند و بعد حاج احمد را پيش شاه فرستادند. دقيقا مثل جريان سيدمهدي هاشمي كه من به مرحوم امام از طريق آقاي سيد سراج موسوي پيغام دادم كه سيدمهدي خودش قاتل نيست برفرض هم كه آمر به قتل باشد حكمش اعدام نيست ، به هر حال ايشان قاتل نيست . اين طور كه براي من گفتند ري شهري و عوامل او گفته بودند: اگر آقاي سراج پيش امام برود همه چيز را به امام ميگويد، بنابراين سريعا سيدمهدي را اعدام كردند و زماني كه نامه به دست امام رسيده بود وقتي بود كه اعدامش كرده بودند.
يكي از اشكالات به نامه 1/6 اين است كه در آن نامه از سيدمهدي تعبير به قاتل شده ، بالاخره بايد موازين شرعي رعايت شود، آمر به قتل خيلي با قاتل فرق دارد. من در نامه اي كه به آقاي سيد سراج دادم كه به امام بدهد نوشتم كه شما عجله نكنيد، زنده را ميشود اعدام كرد ولي مرده را نمي شود زنده كرد.
پرسش : اما راجع به زندان و اعدام فداييان و راجع به اعدام سيدمهدي و دوستانش دو سؤال كليدي داشتم ، يكي درباره اعدام و ديگري درباره زندان ، سؤال راجع به اعدام اين است كه به هرحال اين اتفاقات نشان ميدهد كه كشور با اعدامهاي سياسي هميشه مواجه بوده و از آن جمله با اعدامهاي سال 67، و در واقع يك سؤالم اين است در قرآن تنها جايي كه خداوند به مجازات به قتل نفس مجوز داده است در مسأله قتل نفس است ، يعني غير از اين مثلا در موارد سياسي و غيره مجازات به قتل وجود ندارد (و بغير نفس أو فساد في الارض )، "فساد" را شما در كتاب ولايت فقيه استناد كرديد و ميگوييد كه اين فساد به تنهايي كافي نيست و در واقع ملاك مرگ نمي شود.
پاسخ : اعدامهاي سال 67 يكي از نقطه ضعف هاي جمهوري اسلامي است ; براي اين كه در عمليات مرصاد يك عده اي ميخواستند به تهران بيايند و بالاخره تعدادي از آنها بازداشت ميشوند و حكم اعدام آنها صادر شد; و من در نامه اي به مرحوم امام نوشتم نسبت به اعدام اين افراد مردم حرفي نمي زنند اما كسي كه جلوتر در زندان بوده و به 2 يا 3 سال محكوم شده حالا از او بپرسيد تو هنوز سر موضع خود هستي ، به محض اين كه ميگويند كه من سر موضع هستم اين هم با نظر اكثريت سه نفر، يعني قاضي و دادستان و نماينده اطلاعات آن وقت ; فوري او را اعدام كنيد! روش درستي نيست . كه متأسفانه با همين شيوه از قرار مسموع 2800 يا 3800 نفر را - ترديد از من است - اعدام كردند. بعدا آقاي پورمحمدي و آقاي اشراقي كه دادستان بود و آقاي نيري قاضي و آقاي رئيسي ، چهارنفر بودند كه من آنها را احضار كردم و به آنها گفتم : الان ماه محرم است و لااقل به احترام اين ماه دست نگه داريد; آقاي نيري گفت ما الان هفتصد نفر ديگر را در اوين آماده كرده ايم كه اعدام كنيم بگذاريد اين هفتصدنفر را اعدام كنيم و بعد فرمايش شما را اجرا ميكنيم ; گفتم يعني چه ؟! من ميگويم در ماه محرم هستيم احترام آن را حفظ كنيد. من در خاطراتم همه اين اتفاقات را گفته ام . در آن زمان من قائم مقام بودم و از من يك مقدار ملاحظه ميكردند.
پرسش : آن چيزي كه من ميخواستم مطرح كنم اين بود كه شما در كتاب "دراسات في ولاية الفقيه " اين بحث را داريد و در كتاب "ديدگاهها" هم نوشته ايد و بيان كرده ايد: (أو فساد في الارض ) فقط فساد كافي نيست و هر فسادي موجب اعدام نمي شود; در واقع دو تا نكته ميخواهم بگويم ، يكي اين كه اصلا به طور كلي نظر شما راجع به اعدامهاي سياسي چيست ؟ و دوم اين كه : بحث زندان كه حالا از دو - سه زاويه مطرح است ، يكي اصل زندان و يكي هم يك ويژگي كه شما داشتيد و ما در كس ديگري اين ويژگي را نديديم ، يعني يكي از عناصر مهم فكري و عملي زندگي شما بوده كه براي خود من هم هميشه الگو بوده و من از بچگي يادم هست كه از پدرم ميشنيدم كه تعريف ميكردند از اين كه شما هميشه به خانواده زندانيان خيلي عنايت داشتيد و سخاوتمندانه عمل ميكرديد و كمك مينموديد; و من طي سالها ميديدم كه شما افراد را صرف نظر از اين كه چه گرايشي و چه فكري دارند به خانواده شان كمك ميكرديد.
پاسخ : راجع به زندان ، ما روايت معتبر داريم وسائل جلد 19 ص 121 چاپ اسلاميه كه ميگويد: "پيامبراكرم (ص ) كسي را كه متهم است به اين كه كسي را كشته و قاتل است تا شش روز اجازه دادند اين فرد را حبس كنند، در طي شش روز مدعيان قتل اگر شاهد آوردند و ثابت كردند بسيار خوب ، و اگر شاهد نياوردند پيامبر او را آزاد ميكرد". براي اين كه به زندگي افراد اهميت ميداد. كسي كه متهم به قتل بود پيامبر(ص ) ميفرمود براي تحقيق تا شش روز ميتوانيد او را نگه داريد. حالا در اين زمانه كه تحقيق خيلي راحت تر است ، چرا بايد تا يك اتفاقي رخ ميدهد چند نفر را بگيريم و زنداني كنيم . اتهام قتل كه اين قدر مهم است شش روز بيشتر اجازه نداده اند كه متهم زنداني شود. روايت هم معتبر است . من خدا را شاهد ميگيرم كه هر چه راجع به نظام و ايران ميگويم قصد خيرخواهي دارم و هدفم اين است كه حالا كه بعد از قرنها يك نظامي به نام اسلام روي كار آمده سوژه كمتر داشته باشد. ما ميبينيم راجع به اتهام قتل ، پيامبر(ص ) بيشتر از شش روز اجازه نمي دهد كه متهم را زنداني كنند ولي حالا به يك اتهامات مبتذل افرادي را مدتها زنداني و بازداشت ميكنند; مثلا همين تحكيم وحدتي ها و دانشجويان ، يك روز دولت با دانشجويان برخورد ميكند و يك روز زنها را بازداشت ميكند براي اتهامات واهي ; مثل اين كه خيال ميكنند كشور با بحران اداره ميشود. چنين فكري اشتباه است ، اگر ميخواهند كشور را اداره كنند بايد آرامش حكم فرما باشد. توجه ندارند كه بازداشت ها، چه دانشجو باشند چه غير دانشجو، كشور را بحراني ميكند و در خارج زود منعكس ميشود. مثلا اگر كساني كارشان رسيدگي به امور زندانيان و حقوق زندانيان باشد، اصلا دولت بايد به چنين كساني كه اين كارها را انجام ميدهند و براي زنداني ها كاري ميكنند كه باعث ميشود مردم يك مقدار اميدوار شوند جايزه بدهد، مردم ميگويند: اگر فلان كس زندان رفته كساني هستند كه از آنها حمايت ميكنند و اگر نيازي دارند تا جايي كه بتوانند نياز آنها را برطرف ميكنند، به جاي اين كه دولت از چنين افرادي تقدير كند همين امر را بهانه ميكند و آنان را محاكمه و محكوم ميكند. خلاصه كشور با آرامش اداره ميشود نه با بحران .
متأسفانه ما هر روز ميبينيم كه يك بحران در كشور ما درست ميشود، يك روز كساني كه از آمريكا آمده اند به بهانه اين كه قصد انقلاب مخملي ! و يا قصد ديگري داشته اند از آنها مصاحبه ميگيرند; يك روز تحكيم وحدتي ها را بازداشت ميكنند، در صورتي كه اينها هيچ وقت مخالف نظام نبوده بلكه ميخواهند حقوق مردم تأمين شود و جمهوري اسلامي ثابت و برقرار باشد. امروز دنيا به هم مربوط است ، يك دانشجو را شما زنداني ميكنيد يكي دو ساعت بعد راديوهاي خارجي اين مطلب را منعكس ميكنند، و طبعا بحران درست ميشود. بايستي دولت اگر ميخواهد نظام برقرار باشد كاري كند كه آرامش در كشور حكم فرما شود نه به بهانه هاي مختلف كساني را زنداني كنند. گفتم پيامبر(ص ) براي اتهام قتل شش روز بيشتر اجازه نمي دهد كسي را زنداني كنند، آن وقت شما به اتهامات واهي مدتها افراد را زنداني ميكنيد و محاكمات مبتذل و مهمتر از همه اعدامهاي رائج بي اساس به بهانه حفظ امنيت كشور انجام ميدهيد، چه كسي مخالف امنيت كشور است ؟ هيچ عاقلي نمي خواهد كشور بحراني باشد. مردم الان همه اوضاع عراق را ميبينند كه يك عده اي هر روز تعدادي را به بهانه هاي مختلف ميكشند. بنابراين مردم همه ميخواهند كشور امنيت داشته باشد، بحران ايجاد نكنيد. اين بازداشت ها، اين زنداني ها، زندان 209 و زندانهاي ديگر، مدام به بهانه هاي واهي زندانهاي اين شكلي ايجاد ميكنيد، به طور كلي كار غلطي است . نزد اميرالمؤمنين (ع ) وقتي راجع به خريت بن راشد - كه از رؤساي خوارج بود - و گروه او صحبت كردند بعضي گفتند چرا بازداشتشان نمي كنيد؟ حضرت فرمودند: اگر بخواهم اينها را زنداني كنم "اذا ملأنا السجون منهم " آن وقت زندانها را از آنها پر كرده ايم . معلوم ميشود پركردن زندانها كار عاقلانه اي نيست . خود آقاي سيدمحمود هاشمي هم ميبينيم كه در تعبيراتش با زندان مخالف است . وقتي ميبينيم پيامبر براي قتل شش روز بيشتر اجازه زندان نمي دهد، چرا شما براي امر واهي هشتاد روز، دو سه ماه ، يك سال ، سه سال افراد را زنداني ميكنيد و بسا اعدامهايي بي اساس انجام ميدهيد؟!
ما همه به جمهوري اسلامي و اصل نظام علاقه منديم ; و از من هم ديگر گذشته است ، من نه ميخواهم مرجع تقليد باشم و نه ميخواهم رهبر كشور باشم ، و هيچ وقت اميد اين القاب و عناوين را نداشتم ، و از اول هيچ وقت شوق رسيدن به مقام را نداشتم . نه خودم به فكر مقام و موقعيت بودم نه پدرم به فكر اين مسائل بود. پدرم آدم متديني بودند علاقه داشتند كه من درس بخوانم و فرد مفيدي براي مردم و جامعه باشم ، و من اگر مربي داشتم با آن حافظه قوي كه داشتم بايد خيلي بيش از اين درس ميخواندم .
پرسش : شما ميبينيد كه در رسانه ها، سازمانهاي حقوق بشر وقتي گزارش ميدهند كه در دنيا چند تا ديكتاتور است و اسم ميبرند ميگويند مثلا بن لادن ، معمر قذافي ، بشار اسد و . . . اين نتيجه روزنامه بستن ها و بازداشتها و محاكمات مبتذل است . ما اينها را كه ميبينيم ناراحت ميشويم كه شما نمي خواهيد كشورمان در صدر قرار بگيرد، كشوري با سابقه تاريخي ارزشمند.
پاسخ : دنيا به هم مربوط است ، يك قضيه كوچك در دنيا منعكس ميگردد سپس پيرامون آن تحليل ميكنند و از آن نتيجه گيري ميكنند.
در همين رابطه من از زمان سابق خاطره اي يادم آمد; ما در زندان اوين بوديم ، يك روز ديديم ازغندي بازجو آمد دست عباس اشراقي را گرفت و او را بيرون برد،(عباس اشراقي يكي از مجاهدين خلق و يكي از همين اشراقي هاي قم بود) اين عباس اشراقي بيماري صرع داشت و غش ميكرد. آن روز به ازغندي كه روزي بازجويم بود گفتم : او را كجا بردي ؟ گفت : آزادش كردم ، گفتم : چطور؟ گفت : اگر فردا اين جا ميمرد، توي دنيا براي ما معركه ميگرفتند، چرا ما بايد براي خودمان معركه درست كنيم ؟ آنان با اين كه طاغوت بودند ولي اين قبيل ملاحظات را هم داشتند.
پرسش : يعني به افكار عمومي اهميت ميدادند براي حفظ وجهه خودشان ؟
پاسخ : خاطره اي ديگر; يك روز مرا كه در بند يك اوين با علما بوديم خواستند، بعد ازغندي گفت كه : آقاي منتظري من از طرف اعلي حضرت براي شما پيام آورده ام ، حالا راست ميگفت يا دروغ نمي دانم ، از عفو بين الملل آمده اند و اسم دو نفر را آورده اند كه با اين دو نفر مصاحبه كنند يكي شما و يكي هم يوسفي از كردها، اينها آمده اند پيش اعلي حضرت شما را نام بردنده اند و من از طرف اعلي حضرت براي شما پيغام آورده ام كه آبروي كشور را حفظ كنيد، حرفي از شكنجه و اين جور چيزها نگوييد كه آبروي كشور حفظ بشود، و مدام تكرار ميكرد كه من از طرف اعلي حضرت براي شما دو نفر پيغام آورده ام . گفتم از من ردش كن ! گفت نمي شود، چون آن كسي كه آمده اين دو اسم را آورده . بالاخره ما را مجبور كردند كه يك روز برويم ، ما رفتيم و ديديم كه حتي تيمسار ثابتي هم آمده بود، علاوه بر سرهنگ افشار رئيس زندان اوين و ازغندي بازجو ده پانزده نفر از جمله طباطبايي كه جزء معاونين تيمسار مقدم رئيس ساواك بود نيز آمده بودند. بالاخره حدود پانزده نفر نشستند، يك نفر مصاحبه كننده كه بلژيكي بود يكي يكي سؤال ميكرد و من هم جواب ميدادم . تقريبا دو ساعت مصاحبه طول كشيد، مثلا وضعتان چگونه است و خوراكتان و غذاتان چگونه است ، بعد دست آخر گفت : من يك سؤال دارم راستش را بگو! آيا در زندانهاي ايران شكنجه هم وجود دارد؟ - من در كتاب خاطرات هم اين داستان را گفته ام - من گفتم : I cant answer this question: من اين سؤال را نمي توانم جواب بدهم . خنديد و همه خنديدند و تمام شد. بعد ازغندي گفت : آقاي منتظري شما انگليسي بلد بوديد؟ چرا اين سؤال را به انگليسي جواب داديد؟ گفتم : ترسيدم مترجم بد ترجمه كند. ديگر نگفت كه خوب گفتي يا بد، ولي نزد افراد خيلي خوب منعكس شد كه من هم واقعيت را گفتم و هم پرده دري نكردم . منظور اين است كه آنها روي اين جهت خيلي اهميت ميدادند كه چيزي خلاف مصالح كشور گفته نشود; اما آقايان گاهي از اوقات يك كارهايي ميكنند كه انعكاس پيدا ميكند در دنيا و راديوهاي خارجي در صدر خبرهاي خود مطرح ميكنند ولي اينها باكشان نيست . شما ميخواهيد با بحران كشور را اداره كنيد نمي شود. بالاخره يك جا سر باز ميكند. يك كاري بكنيد كه مردم را راضي كنيد. دانشجو همين اندازه كه ميگويد من به نظام اسلامي معتقدم ، قبول كنيد. اميرالمؤمنين (ع ) در خطبه 216 نهج البلاغه ميفرمايند: "فلا تكفوا عن مقالة بحق أو مشورة بعدل فاني لست في نفسي بفوق أن أخطي الا أن يكفي الله ": از گفتار حق و مشورت عادلانه خودتان را باز نداريد، چرا كه من ذاتا فوق خطا نيستم . مگراين كه خدا كفايت كند. حضرت علي (ع ) با اين كه معصومند ميفرمايد: من فوق خطا نيستم مگر اين كه خدا كفايت كند، اما اين چند نفر آقايان كه سر كار هستند مثل اين كه خودشان را فوق خطا ميدانند و معصوم ، و مابقي ديگر هيچ هستند!
روزي يكي از علماي تبريز به خانه آيت الله بروجردي آمده بود و به او بي احترامي شده بود، من مطلع شدم و روحم در عذاب بود، خدمت آيت الله بروجردي رفتم و گفتم : آقا شما آقا، مرجع كل ، تاج سر همه ، ولي بقيه هيچ نيستند، يك آقاي تبريزي در شهر خودش موقعيت دارد، اينجا آمده است بايد با ايشان محترمانه برخورد شود. من واقعيات را ميگفتم و عقيده ام اين است كه بگويم . حالا نيز واقعا دوستانه تذكر ميدهم كه : آقايان در روششان تجديدنظر كنند، اين بازداشت ها، اين زنداني ها و اين محاكمات و حتي دادگاه ويژه روحانيت و... خلاف قانون است . دادگاه ويژه به گونه اي خاص در زمان امام بود ولي مثل حالا نبود بعد آقاي ري شهري با يك سؤال و جواب از آقاي خامنه اي دوباره آن را به جريان انداخت ، اينها همه غلط است . اين را هم صاف و بدون غرض بگويم كه اگر يك وقت مقامهاي بالا بخواهند بگويند به ما ربطي ندارد و دستگاههاي پايين هستند كه اين كارها را انجام ميدهند، اين اشتباه است ; همان طور كه در زمان شاه مردم همه كارهاي خلاف را گردن شاه ميانداختند الان نيز همه اين بازداشت هاي ناحق و كارهاي خلاف قانون و خلاف شرع را گردن مقامهاي بالا ميگذارند، بنابراين بايد در روش خود تجديدنظر كنند.
پرسش : اگر مقام بالا مخالف باشد بايد يك حرفي بزند، و جلوگيري كند; برخي مراجع تقليد هم اگر با اين بگير و ببندها مخالف باشند و بدانند با اين كارها آبرو و حيثيت كشور در دنيا برده ميشود بايد يك كلمه حرف بزنند و مخالفت كنند.
پاسخ : من يك سخنراني كردم در 13 رجب ، اتفاقا همين روزها دهمين سالگرد آن است ، من عقيده ام بود حرفهايي كه گفته بودم حق بود، حالا شما بگوييد: فرضا يك مقدار حرف هاي من اشكال داشت ، ولي نزديكان من ، شاگردان ، مقلدان و علاقه مندان چه گناهي كرده اند كه بسياري از آنها توسط نهادهاي امنيتي و دادگاه ويژه روحانيت بازداشت و زنداني شدند، خيلي از اين افراد هنوز با وثيقه هاي سنگين آزادند و سالهاست وثيقه هاي آنها بدون دليل توقيف شده يا ممنوع الخروج شده اند، اين حسينيه ما چه گناهي كرده است ؟! 10 سال است درب اين حسينيه را بسته ، دفتر مشهد را هم بسته اند و همچنان در غصب است ، دفتر اصفهان كه بدتر آقاي علي رازيني روي آن حكم نوشته كه فروش برود به نفع دادگاه ويژه . به آقاي محسني اژه اي گفته اند، او گفته : بله ! روي آن حكم شده ، مثل اين كه حكم امام زمان است ! با كدام قانون و شرع ملك شخصي را ميتوانند يك چنين حكمي برايش بدهند؟ تازه دفتر من در اصفهان شرعا ملك آقاي رجايي است . دفتر مشهد ما را هم درش را بسته اند، كتابهاي زيادي خريده بوديم و كتابخانه اي داشت كه افراد ميآمدند مطالعه ميكردند، آن را نيز تصرف كردند و معلوم نيست آن همه كتاب چه شد. منظور اين است كه با من برخوردهاي تندي كردند و ميكنند، به چه مجوز شرعي و قانوني ؟!
همين حسينيه شهدا جنب منزل من ، هر كس كه از جلوي آن رد ميشود ميبيند آنجا را پلمب كرده اند و يك عكس از آقاي خميني و يك عكس از آقاي خامنه اي بر روي ديوار آن نصب كرده اند، معنايش اين ميشود كه اين دو نفر سبب بستن اينجا شده اند. يك وقت هم باد عكس ها را پاره ميكند دوباره از نو عكس جديد نصب ميكنند. آقاي هادي قابل روز عاشوراي سال گذشته كه در دفتر من روضه بود و ايشان خطيب اين مراسم بودند وقتي ديدند جمعيت زيادي در داخل دفتر، راهرو دفتر و حتي در كوچه نشسته اند گفتند: من دوستانه به مسئولين محترم تذكر ميدهم كه بعد از چند سال حسينيه درش باز شود براي اين كه اين حسينيه غير از اين كه در آن درس فقه و اصول و روضه بوده چيز ديگري در آن نبوده . من تقريبا مطمئن شدم كه آقايان دنبال بهانه ميگردند و ميآيند حسينيه را تحويل ميدهند، نتيجه چه شد؟ چند ماه بعد آمدند جوشها را محكم تر كردند به خيال اين كه يك وقت ما درب آن را باز نكنيم !
من يك رساله در رد وهابيت تقريبا شانزده سال پيش ، 1412 قمري ، 1370 شمسي نوشتم . زيرا از فردي به نام عبدالله بن جبرين كه الان هم زنده است و در عربستان جزء مفتيان سعودي محسوب ميشود سؤالي كرده بودند كه آيا ميتوانيم از يك قصاب كه شيعه است و به مهمان خانه ها گوشت ميدهد گوشت بخريم ؟ ايشان در جواب نوشته بود كه : شيعه ها كافرند و ذبيحه آنها نجس و حرام است و شما حق نداريد اين كار را بكنيد. در صورتي كه آنان ذبيحه اهل كتاب را ميخورند اما در مورد شيعه گفته بود كه ذبيحه شان حرام است . من آن زمان يك ردي براي او به عربي نوشتم با نام "نامه سرگشاده به برادران ما در حجاز و منطقه شرقي " كه در كتاب خاطرات من همان جواب عربي و ترجمه اش ثبت است ، پيوست 197 جلد 2 ص 1354 به بعد. تا اين كه باز پارسال دوباره همين آقاي عبدالله بن جبرين خراب كردن حرم شريف سامرا را تأييد كرده و گفته بود كه بايد اين مقبره ها خراب شود. يك عده از علماي سنت نيز همين فتوا را دادند كه علماي قم هم جواب دادند. من در اثر اين معنا همان نامه سرگشاده را يك مقدار توسعه دادم و شبهه آنها را پاسخ گفتم و تذكر دادم كه آن پاسخ براي شانزده سال پيش بوده حالا بر آن اضافه شده و آن رساله در سايت اين جانب ثبت است ، اوايل اسفند سال گذشته اين رساله را براي اجازه چاپ به وزارت ارشاد داده ايم و هنوز اجازه چاپ نداده اند، اصلا مگر چاپ اين قبيل كتابها عقلا و شرعا احتياج به اجازه چاپ دارد؟
يادش به خير آقاي سيد مرتضي پسر مرحوم آيت الله سيد محمد شيرازي يك روز با من صحبت ميكردند ميگفت هر كتابي كه نمي شود چاپ كنيد ببريد لبنان و در لبنان هم اگر نشد چاپ كنيد ببريد اسرائيل ! شما يك كتاب از اول تا آخر عليه اسرائيل و صهيونيسم بنويسيد در اسرائيل ميشود چاپ كرد. آنها آن جور برخورد ميكنند و شما اين جور مانع تراشي ميكنيد. كتابي كه در رد وهابيت و به نفع شيعه ، به نفع اسلام ، به نفع وحدت مسلمين نوشته ميشود، آقايان پنج شش ماه وقت كشي ميكنند و نهايتا نيز اجازه چاپ نمي دهند. اين مسأله خودي و غيرخودي كه راه انداخته ايد براي مردم قابل هضم نيست ، مردم همه خودي هستند و اسلام و كشور براي همه مردم است نه براي يك قشر خاصي . ان شاءالله خداوند نگاهي عبرت آموز از حوادث روزگار به همه مسئولان عنايت فرمايد و بدانند كه اين مسئوليت ها ميدان آزمايش افراد است و اين پست و مقامها پايان يافتني است ، چيزي كه ميماند اعمال نيك و بد ماست كه براي آن بايد حساب پس داده شود.
پرسش : يك مطلب كوچك هم درباره آقاي عمويي كه از افسران كمونيست بوده و با شما در زندان بودند ميخواستم بپرسم . ايشان خيلي ذكر خير از دوره زندانشان كه با شما بوده ميكنند.
پاسخ : بله مرحوم محمد هم هميشه با آنان بحث ميكرد، آنها افسران كمونيست بودند و ما با آنها سلام عليك داشتيم ; حتي يك روزي كه ما از بند سه به بند چهار زندان قصر آمده بوديم ميخواستند از ما پذيرايي كنند، خودشان به ما گفتند ما حسين توسكي را كه مسلمان است ميگوييم غذا بپزد تا براي شما اشكال نداشته باشد.
پرسش : براي اولين بار كجا در زندان آقاي عمويي را ديديد، و خاطراتي اگر با ايشان داريد بازگو كنيد. ايشان در خاطراتشان خيلي از شما تعريف و تمجيد ميكنند، از جمله ميگويند كه حضرت آيت الله منتظري جزء معدود كساني بودند كه بعد از انقلاب به طور واقعي توسط نمايندگانشان به زندانها سركشي ميكردند و نگران احوال زندانيان بودند و اوج اين مسأله هم دقيقا در همان سال 67 بود كه ايشان تنها كسي بودند كه راجع به آن اتفاق و فاجعه ملي موضع گيري كردند. من ميخواهم اگر خاطراتي داريد به طور خلاصه بيان كنيد.
پاسخ : عرض كردم در زندان قصر ايشان به اصطلاح جزء كمون ما نبود و جزء كمون كمونيست ها بود، و من ، آقاي علي بابايي و دكتر شيباني و جمعي ديگر تيپ مذهبي ها بوديم ; من از همان اول عقيده ام اين بود كه با افراد بايد برخورد خوبي داشته باشيم . اخلاقا با آقايان رفت و آمد ميكرديم و صحبت ميكرديم ولي آنها براي خودشان بودند ما هم براي خودمان . به هر حال يك عده از افسران بودند، رئيس شان آن وقتي كه ما بوديم آقاي محمدتقي كي منش بود بعد آقاي حجري ، آقاي شلتوكي و همين آقاي محمدعلي عمويي و ديگران بودند.
پرسش : بعد از انقلاب يعني سال 61 دوباره ايشان (آقاي عمويي ) بازداشت ميشوند و در خاطراتشان يادآوري ميكنند كه هيئت هاي متعددي از طرف شما به زندانها سركشي ميكردند و مخصوصا شما توسط يكي از افراد كه نماينده شما در زندانها بودند جوياي احوال ايشان بوديد، اگر ممكن است راجع به خاطرات آن دوران و راجع به اتفاقات سال 67 بگوييد.
پاسخ : يكي از كارهايي كه من در آن سالها انجام دادم اين بود كه نماينده هايي را به زندانها ميفرستادم به اين منظور كه ظلم به افراد نشود و يا حقي پايمال نگردد. يادم هست آقاي محمدي گيلاني يك روز ميگفت : وقتي كه شما دادگاه عالي را در قم درست كرديد و گفتيد كه هر چه اعدامي هست بايد پرونده آنها به قم بيايد، به من كه قاضي القضات اوين بودم خيلي برخورد، گفتم پرونده اي كه زير دست من بوده حالا برود قم زير دست شاگردانم و آنها روي آن نظر بدهند؟ اول من ناراحت شدم اما حالا ميفهمم كه حق با شما بوده است . براي اين كه حداقل شش هزار نفر از افرادي كه اعدامي بودند و شما به وسيله دادگاه عالي جلوي اعدامشان را گرفتيد حالا ما آنها را آزاد كرديم و به هيچ جاي كشور هم لطمه نمي خورد. من افرادي را كه نمايندگان من بودند ميفرستادم كه در زندان بررسي ميكردند و حتي از زندانيان نامه ميآوردند. تا اندازه اي كه ميتوانستم از حقوق آنها دفاع ميكردم و حتي گاهي اوقات به افراد زنداني يا خانواده آنان كمك مالي هم ميكردم . در رژيم گذشته هم من به خانواده زندانيان رسيدگي ميكردم ، يادم هست ازغندي در بازجويي ها به من ميگفت : شما به زنداني ها كمك كرديد، گفتم : مگر خلاف شرع كردم ؟ زنداني هم يك بشر است ; شما زندانش كرديد به جاي خود، اما او خودش خرج دارد زن و بچه اش خرج دارند حالا خرج خودش را شما ميدهيد زن و بچه اش هم خرج دارند من وجدانم حكم ميكند كه به زن و بچه اش كمك كنم . از همان زمان ازغندي اين را جزء جرمهاي من گرفته بود.
پرسش : نكته مهمي كه من ميخواستم در سؤالم بياورم اين است كه شما - چنانچه من بخشي از آن را لااقل در اين سالها شاهد بودم - آدمها را صرف نظر از اين كه چه عقيده و فكري دارند كمك ميكنيد!
پاسخ : مهم اين كه هركسي با هر عقيده اي ، يك "انسان " است . اميرالمؤمنين (ع ) در نامه 53 نهج البلاغه به مالك اشتر مينويسد: با مردم با انصاف رفتار كن . "فانهم صنفان : اما أخ لك في الدين أو نظير لك في الخلق ": چون يا برادر ديني توست و يا يك انساني مثل تو است . يعني ولو كافر است ولي انسان است . با انصاف با آنها رفتار كن . من افرادي را كه ميگفتند وضع زن و بچه شان خوب نيست به هر جوري بود به قدر توان كمك ميكردم . مثلا مرحوم آيت الله خميني تركيه بودند بعد هم نجف بودند من هم يك وقتي وضعم خوب نبود اما حتي شهريه خودم را كه ميگرفتم ميديدم يك نفر زنداني است به زن و بچه اش كمك ميكردم ، ميگفتم توكل بر خدا، خدا بعد براي ما ميرساند، و وظيفه ام را انجام ميدادم .
پرسش : عذر ميخواهم فقط يك توضيح مختصر در مورد موضع گيريهايتان در رابطه با اعدامهاي سال 67 بفرماييد.
پاسخ : اين موضوع در كتاب خاطرات اين جانب پيوست 152 جلد 1 ص 624 به بعد به نحو تفصيل مذكور است . اما به طور اختصار ميگويم كه مرحوم امام نامه راجع به اعدام زندانيان را روز پنج شنبه نوشته بودند، روز شنبه اين نامه به وسيله يكي از قضات به دست من در قم رسيد و ايشان گفت حالا ما با اين نامه چه كنيم ؟ من هم با آقايان سيدهادي هاشمي و قاضي خرم آبادي صحبت كردم ، آنان گفتند امام ناراحت ميشود چيزي نمي خواهد بنويسيد و رفتند خانه شان . بالاخره من ديدم وجدانم ناراحت است ، با قرآن كريم استخاره كردم كه براي امام نامه بفرستم ، اين آيه آمد: (و هدوا الي الطيب من القول و هدوا الي صراط الحميد) من يك نامه به امام نوشتم و يك نسخه از آن را هم به شوراي عالي قضايي فرستادم براي اين كه آنها را مسئول ميدانستم ، كه اعدام اينها درست نيست ، و بعد از آن هم نامه ديگري به امام نوشتم ، بعد هم صحبت هايي با آقاي پورمحمدي و دادستان و قاضي و آقاي رئيسي كردم كه اينها در خاطرات هست .
پرسش : بعضي ها ميگويند اگر شما اين كار را نكرده بوديد آن حساسيت ها به وجود نمي آمد و شما بعد از امام زمام رهبري را در دست ميگرفتيد.
پاسخ : من هيچ وقت دنبال اين كه بخواهم رهبر شوم نبودم . آنچه وظيفه ام بود انجام ميدادم . معني حرف آن بعضي اين است كه : من بگذارم مردم را بكشند! خلاف شرع انجام شود، براي اين كه بعد ميخواهم رهبر شوم ؟! اصلا و ابدا وجدانم به چنين امري راضي نمي شد، خدا را شاكرم ، الان آرامش و سكون دارم ، وجدانم هم راحت است چون آنچه را وظيفه خود ميدانستم انجام دادم .
والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته .
نادر شاه افشار در سال ۱۶۸۸ در ایل افشار در کبهان ایران به دنیا آمد. اَفشار یا اوشار یکی از ایلهای بزرگی است که در زمان شاه اسماعیل صفوی همراه با شش ایل بزرگ از آناتولی عثمانی به ایران آمدند و پایههای سلسله صفوی را بنیاد گذاردند. این ایل به دو شعبه بزرگ تقسیم مىشد: یکى قاسملو و دیگرى ارخلو یا قرخلو؛ نادر شاه افشار از شعبه اخیر بود. طایفه قرخلو را شاه اسماعیل از آذربایجان به خراسان کوچاند و در شمال آن سرزمین، در نواحى ابیورد و دره گز و باخرز تا حدود مرو مسکن داد؛ تا در برابر ازبکان و ترکمانان مهاجم سدى باشند. تعداد بسیاری از این ایلها در زمان شاه عباس اول در ایل شاهسون ادغام گشتند. [1]
اسم اصلی او نادرقلی بود و هنوز به ۱۸ سالگی نرسیده بود که همراه با مادرش در یکی از یورشهای ازبکهای خوارزم به اسارت آنها در آمد. بعد از مدت کوتاهی از اسارت گریخته و به خراسان برگشت و در خدمت حکمران ابیورد باباعلی بیگ بود. او گروه کوچکی را به دور خود جمع کرده بعد از کنترل چند ناحیه خراسان خود را نادرقلی بیگ نامید. فئودال بزرگ ملک محمود سیستانی (حاکم سیستان) تا حدی مانع قدرت گیری نادرقلی بیگ شد ولی نادر در سال ۱۷۲۶ پشتیبانی شاه طهماسب صفوی و فتحعلی خان قاجار (پسر شاهقلی خان قاجار و پدربزرگ آقا محمدخان قاجار) را جلب کرده توانست مالک محمود را شکست دهد و حاکمیت شاه ایران را در خراسان بر پا نماید. شاه طهماسب نادر قلی را والی خود درخراسان اعلام کرد و بعد از آن نادر اسم خود را به طهماسب قلی تغییر داد. سال بعد او مناسباتش با شاه طهماسب را قطع کرده و بعد از سرکوب چند ایل ترک و کرد به حکمرانی کامل خراسان می رسد. آنگاه برای به قدرت رساندن شاه تهماسب با افغانها وارد جنگ شده در ۱۷۲۹ رییس افغانها یعنی اشرف افغان را در نزدیکی دامغان و سپس در مورچه خورت اصفهان و برای بار سوم در زرقان فارس شکست داد و بعد در تعقیب وی، افغانستان را مورد تاخت و تاز قرار داده و قبایل این دیار را مطیع نمود. سپس با دشمنان خارجی وارد جنگ شد و روسها را از شمال ایران راند، اما در زمان جنگ با عثمانیها که غرب ایران را در اشغال داشتند متوجه شورشی در شرق ایران شد و جنگ را نیمه کاره رها کرده به آن سامان رفت. شاه صفوی به قصد اظهار وجود دنباله جنگ وی را با عثمانیان گرفت که به سختی منهزم شد.
در سال ۱۷۳۱ به دنبال یک قرارداد بین شاه طهماسب و دولت عثمانی که قسمتی از آذربایجان را به آن دولت وا گزار میکرد نادر رهبران ایلها را که پشتیبان صفویه بودند در یک جا جمع نمود و با کمک آنها طهماسب را از سلطنت برکنار گردانیده پسر هشت ماهه او عباس را به جانشینی انتخاب کرد و خود را نایب السلطنه نامید. اما در واقع قدرت اصلی در دست نادر بود. نادر شاه در عرض دو سال کل آذربایجان و گرجستان را از عثمانیان پس گرفت.
سپس با استفاده از اوضاع آشفته هندوستان به این کشور لشکر کشید و دهلی را تسخیر کرد. در این جنگ کشتار وسیعی صورت گرفت و بیش از سی هزار نفر به قتل رسیدند. نادر با غنائم فراوان که از غارت هند به چنگ آورده بود به ایران بازگشت و هند را در دست سلاطین امپراتوری مغولی هند باقی گذاشت. در میان این غنائم جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس شهرت دارند.
نادر شاه در اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی میرزا را کور کرد. بعد، از کار خود پشیمان شده بعضی از اطرافیان خود را که در این کار آنها را مقصر میدانست کشت.
سرانجام شورشها آغاز شد و نادر به سرکوب شورشیان پرداخت اما زمانی که برای رفع یکی از این شورشها رفته بود شبانه در چادر خود به قتل رسید.
کارنامه نادر
در زمانی که صفویان با هجوم افغانها از هم پاشیده بودند و کشور مورد تجاوز دشمنان داخلی و خارجی بود: عثمانیها ازغرب و روسها از شمال و اعراب از جنوب و افغانها در داخل و ترکمانان از شرق به تاخت و تاز و قتل و غارت مشغول بودند، نادر وضعیت حاکمیت ایران را بهسامان نمود. بعد از نادر، کریمخان (از سرداران نادر) که از طایفه زند بود به قدرت رسید و حکومت بازماندگان افشار محدود به خراسان شد و کریمخان این منطقه را به احترام نادر که او را ولی نعمت خود میدانست در اختیار جانشینانش باقی گذاشت.
نادر از فرمانروايانی بود كه برای آخرين بار ايران را به محدوده طبيعی فلات ايران رسانيد و با تدارك كشتيهای عظيم جنگی ، كوشيد تا استيلای حقوق تاريخی كشور را بر آبهای شمال و جنوب تثبيت كند.
با افول دولت نادری ، سرزمين پهناور فلات ايران كع پس از مدتها به زير يك درفش در آمده و رنگ يگانگی پذيرفته بود ، از هم پاشيد.
ایران در عهد نادر
در عهد نادر دشمنان و متجاوزان به کشور توسط وی سرکوب شدند و کشور اندکی از قدرت گذشتهٔ خویش را در حفاظت از مرزها و اعمال قدرت یک حکومت مقتدر مرکزی بر تمام وطن، بازیافت. ترکمانان وازبکان به ماوراءالنهر عقبنشینی کردند.
بناهایی که به دستور نادر در مشهد بنا شدهاند نظیر کلات نادری و کاخ خورشید از آثار مهم بازمانده از این دوران هستند.
در عهد او به سپاه و تأمین نیرو بسیار توجه میشد. مردم ایران با وجود ظلم و ستم پادشاهان آخر صفوی به این سلسله امید داشتند. وی همچنین سعی داشت با کمک یک انگلیسی به نام دالتون نیروی دریایی ایجاد کند که ناموفق ماند]
جانشینان نادر
نادر زمینه را برای جانشینی مناسب از بین برد. وی بسیاری از اطرافیان خود را از پای درآورد. پس از مرگ وی سرداران او نیز در گوشه و کنار علم استقلال بر افراشتند؛ کریمخان زند وکیل الرعایا در شیراز، احمدخان ابدالی در افغانستان، آزادخان افغان در آذربایجان و حتی محمد حسن خان قاجار در مازندران شروع به حکومت کردند. در خراسان نیز علیقلیخان افشار (برادرزاده نادر) بسیاری از اولاد و خانواده نادر را قتل عام کرد و خود را «عادلشاه» نامید و شروع به حکومت کرد. وی که مردی خونریز و عیاش بود، محمدحسن خان قاجار را شکست داده، پسرش آقامحمد خان را مقطوعالنسل کرد. اما سرانجام توسط برادر خود ابراهیم خان، کور و سپس کشته شد. نوهٔ نادر، به نام شاهرخ میرزا را به قدرت رساندند. یکسال بعد، او نیز مخلوع و کور شد اما دوباره به قدرت رسید و با حیله و نیرنگ شاه سلیمان ثانی (از خاندان صفوی که مورد احترام عموم بود) از پای درآمد. شاهرخ نابینا چهل و هشت سال سلطنت کرد اما فقط بر خراسان که همانگونه که ذکر شد، در واقع به مثابه صدقهای بود از طرف کریم خان به بازماندگان نادر. پس از مرگ کریم خان، آقامحمدخان به قدرت رسید و به خراسان حمله کرد و شاهرخ را با شکنجه کشت. نادر میرزا فرزند شاهرخ پدر پیر و نابینا را بدست خونخواران قاجار رها کرد و به افغانستان گریخت و در زمان فتحعلی شاه ادعای سلطنت کرد که دستگیر و کور شد و زبانش را بریدند و او را کشتند. بدین سان آخرین مدعی سلطنت از خاندان افشار از میان برداشته شد.
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ۱ مهر ،۱۳۸٦ - محسن رهاو انسان آزاد
* با توجه به نزدیک شدن انتخاب مجلس
هشتم شرایط حضور جبهه مشارکت در
انتخابات چیست ؟
- انتخابات برای هر حزب سیاسی از جمله
جبهه مشارکت یک فرصت است که نباید از آن
غفلت کرد . این هم ناشی از ضرورت کار
سیاسی است که هر حزبی که کار سیاسی
می کند از برجسته ترین مصداق های کار
سیاسی اش شرکت در انتخابات است و
هم ناشی از ضرورت های اجتماعی است که
در جامعه و در کشور ما رخ می دهد ، به هر حال
گرایش های مختلف سیاسی حرف خود را به
زبان انتخابات می زنند و به عبارت دیگر به پای صندوق رأی رفتن یک آرایش سیاسی هم هست . به همین دلیل جبهه ی مشارکت هم انتخابات مجلس هشتم را یک فرصت جدی برای کشور تلقی می کند و در صورتی که انتخاباتی عادلانه ، قانونمند و آزاد شکل بگیرد قطعاً موفقیت خود را خوب ارزیابی می کند .
* استراتژی حضور از جانب جبهه ی مشارکت ایران اسلامی برای انتخابات مجلس هشتم چیست ؟
- مهمترین استراتژی در چهار چوب ائتلاف است . هر چه ائتلاف بزرگتری در میان اصلاح طلبان شکل بگیرد و توافق های بیشتری داشته باشند . حزب خود را در این جا موفق تر می داند ، شاید مطلوب ترین شکل هم برای حزب این باشد که جناح مقابل هم در یک آرایش این چنینی ظاهر شود که زمینه برای یک رقابت کاملاً مشهود و آشکار ، یک رقابت دو گانه در جامعه فراهم شود و طبیعتاً حزب در قالب ائتلاف حرکت خواهد کرد .
* جبهه ی مشارکت در انتخابات مجلش هشتم بنای کار خود را بر روی مهره های نو قرار داده یا مدیران کار کشته ی دولت اصلاحات ؟
- هنوز حزب وارد انتخاب مصداق ها نشده است ، نه تنها حزب وارد این گونه مصداق ها نشده بلکه خود ستاد ائتلاف هم وارد چنین مبحثی نشده است . بیشتر بحث بر سر این است که اساساً چگونگی حضور و مبناهای حضور مشخص شوند ، سپس بر مبنای آن افراد چه توسط حزب و چه توسط ستاد ائتلاف انتخاب می شوند ، قطعاً مطلوبترین شکل ترکیبی است از چهر ه های شناخته شده و مؤثر در عرصه های سیاسی اجرایی و چهره های جدیدی که زمینه فعالیت و کار را دارا باشند .
* در صورت پیروزی اصلاحات در انتخابات مجلس هشتم برنامه های کاندیداهای اصلاحات چیست ؟
- برنامه های سیاسی طبیعتاً جزئی از یک چهار چوب و چشم انداز سیاسی است که خوشبختانه حزب هم در گذشته فعالیتهایی را انجام داده و هم در حال حاضر کارهای را به انجام رسانیده و چهار چوب چشم انداز و جهت گیری از جانب حزب مشخص است و برنامه های جز به جز هم بستگی به این دارد که خوب شما در نظر بگیرید میزان موفقیت در مجلس هشتم در موفقیتهای بعدی تأثیر گذار است و همین طور بالعکس . به همین دلیل همانند مجلس ششم که خود حزب حتی قبل از پیروزی در مجلس برنامه ای برای فراکسیون خود در دستور کار داشت ، قطعاً چنین برنامه ای طراحی خواهد شد . چون برنامه ی حزب بستگی به ترکیبش در مجلس دارد و به طور کلی حتما برنامه ی حزب استفاده از همه فرصتهای انتخاباتی هست .
* سهم حضور جبهه های مشارکت در مجلس هستم به چه میزان خواهد بود ، طلایه دار است و یا به اندازه ی سایر تشکل ها در ائتلاف ؟
- طبیعتاً وقتی بنای کار برروی ائتلاف است ، قطعاً حزب در این ائتلاف تأکید بر این موضوع دارد که در این ائتلاف نقش احزاب کمرنگ نشود و تأثیر گذاری احزاب نادیده گرفته نشود ، اما این به آن معنا نیست که حزب از ائتلاف سهم خواهی کند . اساساً پدیده ای به نام ائتلاف یعنی توافق بر سر حداقل ها و طبیعتاً این بامنطق گفتگویی که در ائتلاف صورت می گیرد انجام می شود یعنی در واقع خود ستاد ائتلاف هم نقش احزاب و تأثیر گذاری آنها رامدنظر قرار می دهد . بنای جبهه مشارکت هم حضور فعال در انتخابات هست و از این نظر تفاوتی ندارد که مستقلاً وارد عرصه ی انتخابات شود یا در قالب ائتلاف و یعنی چون در ائتلاف وارد شده است ، میزان تحرک سیاسی و میزان تحرک اجتماعی اش کمتر نخواهد شد .
* آقای دکتر نظرتان را در مورد شخصیتهای حقوقی زیر بفرمایید :
1- احمد جنتی : یک روحانی که به بسیاری از تحولات جامعه ی ایران آگاهی پیدا نکرده است.
2- کاندلیزا رایس : یک وزیر خارجه ی وفادار به رئیس خود
3- البرادعی : سیاستمدار جهان سومی که سعی دارد در شرایطی که خیلی برای خود ضرر نداشته باشد ، گرایش جهان سومی خود را نشان دهد .
4- سید حسن نصرا... : یک انقلابی خردمند .
5- محمود عباسی : یک سیاستمدار که در شرایط خیلی دشوار قرار گرفته است .
6- ابراهیم یزدی : یک سیاستمداری که سعی در این دارد که هیچ فرصتی را در پیشبرد کارهای حزبی اش از دست ندهد .
7- جرج بوش : مظهر بروز نوع جدیدی از بنیادگرایی در جهان معاصر .
8- محمود احمدی نژاد : توانستن و شدن را مستقل از هر شرایطی در دنیای امروز و در کشور ایران پی گیری می کند .
9- آقای هاشمی رفسنجانی : یک سیاستمدار روحانی
10- سید محمد خاتمی : نماد عقلانیت و عاطفه ی ایرانی
11- هادی خانیکی : کسی که سعی کرده است در گفتمان ها و در مراحل مختلفی که بوده است نماند و به این دلیل از شکست هایی که داشته مأیوس نشده است .
گزارش از : انسان آزاد
پيام هاي ديگران () link یکشنبه ٧ امرداد ،۱۳۸٦ - محسن رهاو انسان آزاد
بیا به خانه ی آلاله ها سری بزنیم 
ز داغ ، با دل خود حرف دیگری بزنیم
به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم
سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم
به یاد منطق قربانیان کوی خدا
به نای غفلت خود نیش خنجری بزنیم
چشمهایت را ببند ، گوش هایت را بگیر ، مشت گره کرده ات را مهار کن . بغض وا مانده ات را فرو خور . خیال کن آن شب دیوسیرتان را به خلوت شبانه ات ندیده ای ، خیال کن فرود چکمه بر سینه ی دوستانت را شاهد نبود ه ای ، خیال کن برجای خالی همکلاسی ات گریه نکرده ای ، خیال کن قرآنی را که همیشه با تو بوده پاره نکرده اند . هم اطاقی ات را از آن بالا بر زمین نکوفته اند ، آن شب دندانی خرد نشد ، آن شب با میلگرد و زنجیر بر فرق هم اطلاقی نکوفته اند خیال کن سینه دوستانت آن شب آماج مشت و لگد نشد . خیال کن گاز اشک آور را در حریم اندیشه باور نکرده ای خیال کن تصویر سید مظلومت را پاره پاره نکرده اند .
اما چرا ؟ چرا باید اینگونه باشد . چرا باید کسانی که استخوانهایشان در نظام بعد از انقلاب قوام یافته ، اینگونه باجوانانی بی پناه وحشیانه برخورد کنند و چرا کانون حکومت که خوشبختانه با طرفه عینی می تواند گردنکشان منسوب به نظام را از منجلاب جنایتهایشان بیرون کشد ، این بار در مقابل چنین جنایتی خاموش ماند و نظاره گر شد . نکند دست خود او هم بر آتش حادثه باشد ، نکند باعث و بانی اصلی قضیه خود او باشد ، نکند می خواهد به نام مصلحت ، منفعت اندیشی کند . چرا زمانی که دانشجویان فریاد می کشیدند که بردند ، کشتند و آتش زدند ، هیچ صدایی از هیچ کدام از مسئولین نظام در نیامد ؟ چرا زمانی که جانی بزرگ سینما مسعود ده نمکی در میان بسترهای دختران خوابگاه غلت می زد ، هیچ احمد جنتی پیدا نشد که بگوید و امصیبتا ، وا سفا که اسلام را به قهقرا بردند ؟ چرا زمانی که سربازهای شیطانی لشکر مخلص خدا با باتوم و زنجیر مشغول قصابی دختران بودند ، هیچ مصباح یزدی پیدا نشد که فریاد بکشد که انقلابمان را کشتند ، دینمان را سیاه کردند ، آری اینان فقط زمانی که منافعشان درخطر بیفتد قرآن را بر نیزه می کنند و زیر سایه ی آن دروغ می گویند . نکند دیدن محرمات نامحرمان بر دیگران حرام است و بر برادران چفیه به گردن واجب الهی ؟ یا شاید آن جلادان نتوانستند جلوی حقیقت دوام بیاورند و دست به دامان اسلحه ی همیشگی شان شدند ، دین خدا را قربانی مقاصد شومشان کردند و دم از انسانیت زدند .
ساعت چهار و نیم بامداد . همه جا آرام ، آرام ، آرام بود . درست آن زمان که همه خود را برای نجوای خالق آزادی آماده می کردند ، بوی دود همه ی فضا را فرا گرفت . همه جا تاریک و سیاه شده بود . که ناگهان صدای مهیبی همه ی دلها را لرزاند ، درها شکستند ، پنجره ها خرد شدند . و در میان دود و سیاهی افرادی که ماسک ضد گاز اشک آور بر چهره داشتند . با میلگرد و زنجیر و چاقو ظاهر شدند .
صدای فریاد و جیغ و زجه ی دانشجویان دلها را می خراشید . اما میان آنها کسی بود که لباسش با دیگران فرق می کرد . بر روی دوشهای او هر کدام سه ستاره ی طلایی دیده می شد . ناگهان کسی صدا زد ، سردار احمدی اینها همه دختراند چه کنیم و او گفت : بزنید ، بکشید ، له کنید . این دانشجویان همان کسانی هستند که آینده شیرین شمارا در دست خواهند گرفت ، آنان منافع شما را به خطر می اندازند ، پس نابودشان کنید . آری قطعاً اگر مریم ثابتی ، زهرا اردکانی و کورش رضایی آن شب به دست یاغی گران شیطان صفت در راه آزادی به شهادت نمی رسیدند ، امروز آن از خدا بی خبران این گونه زمام امور کشور را در دست نمی گرفتند و ایرانمان را ؟ به قهقرا نمی بردند . در آن روز فرد دیگری هم بود که چهره ی شیطانی خود را پشت پارچه ای سیاه مخفی کرده بود و او کسی نبود جز مریم رجبی ، زن سخنگوی دولت کنونی ، او همان کسی است که دختران خوابگاه را از موهایشان می گرفت و بیرون می کشید .
او همان کسی است که مریم ثابتی را که بر پشت بام عده ای از دوستانش را مداوا می کرد ، از پشت سر از بالای ساختمان شماره 21 به پایین پرتاب کرد . به گونه ای که بعد از حادثه به سختی توانستند چهره ی مریم را تشخیص دهند . آری آن دیو گونه ها ، بدین سان موانع را از سر راه خود برداشتند و اگر کمی دقت کنیم می بینیم که امثال آن ها در جامعه ای کنونی نیز کم نیستند ، فقط کافی است چشمهایمان را باز کنیم واشخاص را به واقع بشناسیم . صبح شد و عملیات به پایان رسید صبح آن روز همه چیز برای طراحان اصلی آن حادثه به حالت عادی بازگشت و پیگریهای متعدد دولت آن زمان ، قوه قضاییه و نیروی انتظامی از پیگیری این قضیه سرباز زدند و گویی می ترسیدند نکند همه چیز لو برود . کودتای خونین ۱۸ تیره به پایان رسید ، اما دلها آن جنایت دلخراش را فراموش نخواهند کرد و به همین دلیل است که امروز ما جوانان به مناسبت بزرگداشت شهدای هجدهم تیر ، شهدای راه آزادی؛ نوا سر می دهیم که مسئولین بدانند که ماییم پیروان راه آن شهیدان .
گمان مبر که به آخر رسید کار مغان
هزار جام ناخورده در رگ تاک است
نویسنده متن : انسان آزاد
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ٢۱ تیر ،۱۳۸٦ - محسن رهاو انسان آزاد
چند وقت پیش یه پست جالب دیدم.{شوخی با سیاستمداران خودی!} به امید دلگیر نشدن خودی ها،و در نظر گرفتن اینکه این پست صرفاً محض شوخی میباشد و هیچ ارزش دیگری ندارد....
مهندس میرحسین موسوی - نخست وزیر و رئیس کابینه از 1360 تا 1368
هاشمی رفسنجانی - رئیس جمهور و رئیس کابینه از 1368 تا 1376
سید محمد خاتمی - رئیس جمهور و رئیس کابینه از 1376 تا 1384
؟1- وقتی کسی می خواست به سفر خارجی برود چکار می کرد؟
در دوره موسوی: دوسال طول می کشید تا گذرنامه بگیرد، یک سال طول می کشید تا خروجی بگیرد، در عرض یک هفته ویزا می گرفت، می رفت و دیگر برنمی گشت
در دوره رفسنجانی: یک ماه طول می کشید تا گذرنامه می گرفت، شش ماه طول می کشید تا ویزا می گرفت، به خارج می رفت و بعد از 4 روز با ده چمدان اجناس خارجی خریداری شده برمی گشت و آنها را می فروخت و سود آن ماشین می خرید
در دوره خاتمی: در عرض یک هفته گذرنامه می گرفت، در عرض یک ماه ویزا می گرفت، به خارج می رفت و توسط ایرانیان مقیم خارج که خودشان او را دعوت کرده بودند متهم می شد که جاسوس خاتمی است، بعد با همان ایرانی مقیم خارج از کشور، در یک هواپیما به ایران برمی گشت.
؟2- وقتی یک نفر زندانی می شد چه اتفاقی برایش می افتاد؟
در دوره موسوی: اعدام می شد.
در دوره رفسنجانی: معتاد می شد.
در دوره خاتمی: قهرمان می شد
؟3- وقتی کسی رستوران می رفت چه اتفاقی می افتاد؟
در دوره موسوی: با حسین دوست قدیمی اتفاقی برخورد می کرد و توسط او لو می رفت و بدون هیچ مدرکی دو سال زندانی می شد
در دوره رفسنجانی: با حسین دوست قدیمی اتفاقی برخورد می کرد و توسط او برای یک پروژه دولتی دعوت به کار شده و بعد از دو سال کار یا میلیاردر می شد و مهاجرت می کرد یا به عنوان غارتگر بیت المال زندانی می شد
در دوره خاتمی: با حسین دوست قدیمی تصادفی برخورد می کرد و دو ساعت بعد در یک روزنامه یک مقاله در مورد حسین می نوشت و بعد با شکایت حسین زندانی و سپس آزاد و سپس سردبیر می شد
؟4- وقتی کسی می خواست یک بسته دستمال کاغذی بخرد چکار می کرد؟
در دوره موسوی: از ساعت پنج صبح سه ساعت توی صف می ایستاد و چهار دستمال کاغذی کوپنی می خرید به قیمت ده تومان و در حال برگشت به خانه به دولت فحش می داد.
در دوره رفسنجانی: سر ساعت هشت صبح به اولین مغازه که ده جور دستمال کاغذی داشت مراجعه می کرد و می دید قیمت دستمال از یک ماه قبل دوبرابر شده است، در حالی که به دولت فحش می داد یک بسته دستمال کاغذی می خرید.
در دوره خاتمی: در ساعت هشت صبح به مغازه می رفت و یک بسته دستمال کاغذی می خرید چهارصد تومان، بعد در حالی که از دولت دفاع می کرد با دوست روزنامه نگارش برخورد می کرد و با او به دفتر روزنامه می رفت و در آنجا روزنامه نگار می شد و بسته دستمال کاغذی را جا می گذاشت در دفتر روزنامه
؟5- وقتی کسی می خواست مهمانی برود چکار می کرد؟
در دوره موسوی: از قبل از مهمانی از ترس دستگیر شدن در مهمانی سردرد می گرفت.
در دوره رفسنجانی: بعد از مهمانی بازداشت می شد و در زندان کمیته سردرد می گرفت.
در دوره خاتمی: بعد از مهمانی می خوابید و از بس مشروب خورده بود سردرد می گرفت
؟6- چطور یک نفر معروف می شد؟
در دوره موسوی: به عنوان عضو گروهک ها اعترافاتش از تلویزیون پخش می شد.
در دوره رفسنجانی: به عنوان بازیگر سینما تصویرش از سینما و تلویزیون پخش می شد.
در دوره خاتمی: در روزنامه های راست و چپ مقاله می نوشت
؟7- یک روزنامه چطور منتشر می شد؟
در دوره موسوی: تعدادی عکس دولتی از تعدادی ریشوی دولتی در کنار چند مقاله علیه ضدانقلاب که توسط دولت نوشته شده بود و چند خبر از پیروزی در جنگ و شکست دشمن و تعدادی تیتر که دولت که در ضمن سردبیر هم بود، تعیین می کرد
در دوره رفسنجانی: تعدادی عکس هنرپیشه سینما و فوتبالیست در کنار مقالاتی در مورد هنر و ادبیات و علم و کامپیوتر و عرفان اسلامی و ضرورت مبارزه با تهاجم فرهنگی
در دوره خاتمی: تعدادی عکس خبری همراه با مقالات افشاگرانه در مورد هاشمی رفسنجانی و خبرهای پشت پرده و اخبار زندانیان و درخواست استعفا و نقش جوانان در جامعه و رابطه با آمریکا
؟8- یک دادگاه چگونه برگزار می شد؟
در دوره موسوی: متهم با چشم بسته در عرض پنج دقیقه تصمیمی را که حاکم شرع گرفته بود قبل از اعدام شدن می شنید
در دوره رفسنجانی: متهم با قاضی توافق می کرد و پولش را می داد
در دوره خاتمی: متهم در طول هشت سال محاکمه می شود و در این مدت زندان می رود و مرخصی می گیرد و کتاب می نویسد و سفر خارج می رود و قاضی سرانجام با تلفن نظر مسوولان عالیرتبه نظام را صادر می کند و متهم با وثیقه زندانی شده یا آزاد می شود یا به مرخصی می رود
؟9- مهم ترین برنامه های تلویزیون چه بود؟
در دوره موسوی: درس هایی از قرآن، ایران در جنگ، درس هایی از اسلام، با قرآن در صحنه، فیلم سینمایی محمد رسول الله - هر هفته سه بار صبح و ظهر و شب
در دوره رفسنجانی: راز بقا، علیرضا افتخاری، گزارش ورزشی، صبح جمعه با شما، ظهر جمعه با شما، شب جمعه با خودتان
در دوره خاتمی: ساعت خوش، پاورچین،نقطه چین، مناظره تلویزیونی، سریال محاکمه کرباسچی، نوحه سینه زنی
؟10- یک فیلم سینمایی چگونه ساخته می شد؟
در دوره موسوی: فیلمهای هنری و فرهنگی بدون بازیگر معروف در مورد کسی که چیزی را گم کرده بود
در دوره رفسنجانی: فیلمهای بزن بزن با ستاره های سینمایی در مورد مواد مخدر بعلاوه فیلمهای عرفانی با لباس های سفید و آبی و کیارستمی و مخملباف
در دوره خاتمی: یک پسر خوش تیپ و یک دختر با چشمان بیش از حد درشت بعلاوه عشق های عجیب و غریب
؟12- توی یخچال مردم چه چیزی وجود داشت؟
در دوره موسوی: کره مارگارین بوگندوی کوپنی، تخم مرغ کوپنی، مرغ یخ زده خارجی کوپنی، گوشت یخ زده کوپنی، شیر کوپنی، هندوانه، گلاب، سیب و پرتقال
در دوره رفسنجانی: کره، تخم مرغ، شیر، پنیر خارجی، مرغ، گوشت، موز، کیوی، عرق دست ساز، کوکاکولا مشهدی
در دوره خاتمی: کره کاله، ماست کاله، شیر، آب پرتقال، آب انار، ویسکی، جین، آبجو، شکلات آیدین، غذای آماده
؟13- یک دانشجو از صبح تا شب چکار می کرد؟
در دوره موسوی: کاری می کرد که اخراج نشود
در دوره رفسنجانی: دختربازی و پسربازی و تلاش برای ادامه تحصیل در خارج
در دوره خاتمی: مبارزه سیاسی و شرکت در سخنرانی و جلسات مناظره
؟14- یک عضو اپوزیسیون خارج از کشور چه شعاری می داد؟
در دوره موسوی: نابود باید گردد
در دوره رفسنجانی: افشا باید گردد
در دوره خاتمی: آزاد باید گردد
؟15- انصار حزب الله چکار می کردند؟
در دوره موسوی: هرکسی مشکوک بود کتک می زدند.
در دوره رفسنجانی: دخترها و جوان ها را کتک می زدند.
در دوره خاتمی: دانشجوها و روزنامه نگاران را کتک می زدند
؟16- مردم چطور نماز می خواندند؟
در دوره موسوی: وسط خیابان با صدای بلند
در دوره رفسنجانی: در اتاق پشتی با صدای آرام
در دوره خاتمی: توی انبار بدون صدا
؟17- یک زن وقتی می خواست آرایش کند چه می کرد؟
در دوره موسوی: روسری سفید می پوشید و موهایش را شانه می کرد
در دوره رفسنجانی: رژلب قرمز می زد و موهایش را های لایت می کرد
در دوره خاتمی: تبدیل به یک زن دیگر می شد
؟18- یک کتاب مخالف چگونه چاپ می شد؟
در دوره موسوی: کتاب را می نوشت و می فرستاد وزارت ارشاد، بعد همه وزارتخانه ها کتابش را بررسی می کردند و بعد از چهار سال به او می گفتند که کتابش را نمی تواند چاپ کند
در دوره رفسنجانی: کتاب را می نوشت و می فرستاد وزارت ارشاد، کتاب در وزارت ارشاد بررسی می شد و به او می گفتند باید سی درصد کتاب را حذف و چهل درصد چیزهای تازه به آن اضافه کند
در دوره خاتمی: کتاب می رفت به ارشاد و چاپ می شد و نویسنده تحت تعقیب قضایی قرار می گرفت و در حالی که زندانی شده بود جایزه بهترین کتاب سال را می گرفت
؟19- رئیس جمهور عملا چکاره بود؟
در دوره موسوی: مسوول مبارزه با آمریکا و دشمنان داخلی و مبارزه با تجار و کسانی که فکر می کردند
در دوره رفسنجانی: مسوول امور اقتصادی و بازرگانی و راه و ترابری
در دوره خاتمی: سخنگوی مخالفان و مسوول آرام کردن کسانی که زیاد حرف می زدند .