ناگفته های کودتای خونين حکومت

بیا به خانه ی آلاله ها سری بزنیم islam1.jpg

ز داغ ، با دل خود حرف دیگری بزنیم

به یک بنفشه صمیمانه تسلیت گوییم

سری به مجلس سوگ کبوتری بزنیم

به یاد منطق قربانیان کوی خدا

به نای غفلت خود نیش خنجری بزنیم

چشمهایت را ببند ، گوش هایت را بگیر ، مشت گره کرده ات را مهار کن . بغض وا مانده ات را فرو خور . خیال کن آن شب دیوسیرتان را به خلوت شبانه ات ندیده ای ، خیال کن فرود چکمه بر سینه ی دوستانت را شاهد نبود ه ای ، خیال کن برجای خالی همکلاسی ات گریه نکرده ای ، خیال کن قرآنی را که همیشه با تو بوده پاره نکرده اند . هم اطاقی ات را از آن بالا بر زمین نکوفته اند ، آن شب دندانی خرد نشد ، آن شب با میلگرد و زنجیر بر فرق هم اطلاقی نکوفته اند خیال کن سینه دوستانت آن شب آماج مشت و لگد نشد . خیال کن گاز اشک آور را در حریم اندیشه باور نکرده ای خیال کن تصویر سید مظلومت را پاره پاره نکرده اند .

اما چرا ؟ چرا باید اینگونه باشد . چرا باید کسانی که استخوانهایشان در نظام بعد از انقلاب قوام یافته ، اینگونه باجوانانی بی پناه وحشیانه برخورد کنند و چرا کانون حکومت که خوشبختانه با طرفه عینی می تواند گردنکشان منسوب به نظام را از منجلاب جنایتهایشان بیرون کشد ، این بار در مقابل چنین جنایتی خاموش ماند و نظاره گر شد . نکند دست خود او هم بر آتش حادثه باشد ، نکند باعث و بانی اصلی قضیه خود او باشد ، نکند می خواهد به نام مصلحت ، منفعت اندیشی کند . چرا زمانی که دانشجویان فریاد می کشیدند که بردند ، کشتند و آتش زدند ، هیچ صدایی از هیچ کدام از مسئولین نظام در نیامد ؟ چرا زمانی که جانی بزرگ سینما مسعود ده نمکی در میان بسترهای دختران خوابگاه غلت می زد ، هیچ احمد جنتی پیدا نشد که بگوید و امصیبتا ، وا سفا که اسلام را به قهقرا بردند ؟ چرا زمانی که سربازهای شیطانی لشکر مخلص خدا با باتوم و زنجیر مشغول قصابی دختران بودند ، هیچ مصباح یزدی پیدا نشد که فریاد بکشد که انقلابمان را کشتند ، دینمان را سیاه کردند ، آری اینان فقط زمانی که منافعشان درخطر بیفتد قرآن را بر نیزه می کنند و زیر سایه ی آن دروغ می گویند . نکند دیدن محرمات نامحرمان بر دیگران حرام است و بر برادران چفیه به گردن واجب الهی ؟ یا شاید آن جلادان نتوانستند جلوی حقیقت دوام بیاورند و دست به دامان اسلحه ی همیشگی شان شدند ، دین خدا را قربانی مقاصد شومشان کردند و دم از انسانیت زدند .

ساعت چهار و نیم بامداد . همه جا آرام ، آرام ، آرام بود . درست آن زمان که همه خود را برای نجوای خالق آزادی آماده می کردند ، بوی دود همه ی فضا را فرا گرفت . همه جا تاریک و سیاه شده بود . که ناگهان صدای مهیبی همه ی دلها را لرزاند ، درها شکستند ، پنجره ها خرد شدند . و در میان دود و سیاهی افرادی که ماسک ضد گاز اشک آور بر چهره داشتند . با میلگرد و زنجیر و چاقو ظاهر شدند .

صدای فریاد و جیغ و زجه ی دانشجویان دلها را می خراشید . اما میان آنها کسی بود که لباسش با دیگران فرق می کرد . بر روی دوشهای او هر کدام سه ستاره ی طلایی دیده می شد . ناگهان کسی صدا زد ، سردار احمدی اینها همه دختراند چه کنیم و او گفت : بزنید ، بکشید ، له کنید . این دانشجویان همان کسانی هستند که آینده شیرین شمارا در دست خواهند گرفت ، آنان منافع شما را به خطر می اندازند ، پس نابودشان کنید . آری قطعاً اگر مریم ثابتی ، زهرا اردکانی و کورش رضایی آن شب به دست یاغی گران شیطان صفت در راه آزادی به شهادت نمی رسیدند ، امروز آن از خدا بی خبران این گونه زمام امور کشور را در دست نمی گرفتند و ایرانمان را ؟ به قهقرا نمی بردند . در آن روز فرد دیگری هم بود که چهره ی شیطانی خود را پشت پارچه ای سیاه مخفی کرده بود و او کسی نبود جز مریم رجبی ، زن سخنگوی دولت کنونی ، او همان کسی است که دختران خوابگاه را از موهایشان می گرفت و بیرون می کشید .

او همان کسی است که مریم ثابتی را که بر پشت بام عده ای از دوستانش را مداوا می کرد ، از پشت سر از بالای ساختمان شماره 21 به پایین پرتاب کرد . به گونه ای که بعد از حادثه به سختی توانستند چهره ی مریم را تشخیص دهند . آری آن دیو گونه ها ، بدین سان موانع را از سر راه خود برداشتند و اگر کمی دقت کنیم می بینیم که امثال آن ها در جامعه ای کنونی نیز کم نیستند ، فقط کافی است چشمهایمان را باز کنیم واشخاص را به واقع بشناسیم . صبح شد و عملیات به پایان رسید صبح آن روز همه چیز برای طراحان اصلی آن حادثه به حالت عادی بازگشت و پیگریهای متعدد دولت آن زمان ، قوه قضاییه و نیروی انتظامی از پیگیری این قضیه سرباز زدند و گویی می ترسیدند نکند همه چیز لو برود . کودتای خونین ۱۸ تیره به پایان رسید ، اما دلها آن جنایت دلخراش را فراموش نخواهند کرد و به همین دلیل است که امروز ما جوانان به مناسبت بزرگداشت شهدای هجدهم تیر ، شهدای راه آزادی؛ نوا سر می دهیم که مسئولین بدانند که ماییم پیروان راه آن شهیدان .

گمان مبر که به آخر رسید کار مغان

                                                              هزار جام ناخورده در رگ تاک است 

   نویسنده متن : انسان آزاد

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام ممنونم باشه بعد از انکه خواندم نظرم روميگم فعلا اومدم ازتون تشکرکنم. فعلا.

مرضيه

الهي.... الهي دانايي ده كه از راه نيفتيم و بينايي ده كه در چاه نيفتيم الهي آفريدي رايگان و روزي دادي رايگان. بيامرز رايگان كه تو خدايي نه بازرگان. الهي بنياد توحيد ما خراب مكن و باغ اميد ما بي آب مكن . الهي مي بيني و ميداني و برآوردن مي تواني. الهي بود و نابود من تو را يكسان از غم مرا به شادي رسان...

ستيا

سلام الهی آسودگی جسمم را سپاس - هماهنگی و اعتدالم را سپاس . الهی شادی درونم را سپاس - شادی و سرورم را سپاس. الهی اینهمه نشاطم و سرزندگی ام را سپاس – سلامتی ام را سپاس. الهی تندرستی ام را سپاس – انرژی فراوانم را سپاس. الهی انسان بودنم را سپاس – آگاهی روز افزونم را سپاس. الهی نیت پاكم را سپاس - روشنی ذهنم را سپاس. الهی گذشت و بخششم را سپاس - صمیمیت و عشقم را سپاس

حسين

سلام گلم: بلاخره موفق شدم بعد از يه مدت طولاني دوباره به نت سر بزنم ميبخشيد كه يه مدتي بي خبر نبودم باور كنيد تو فصلي كه همه تو تعطيلات هستن و مشغول تفريح ...كار من تازه شروع شده... بهر حال اين و هم بذاريد بحساب مشغله زياد نه بي وفايي...كه مرام ما نيست ... مطالب زيبا و جديد خوبي داشتيد كه خوندم و استفاده كردم...مثل هميشه زيبا و پر محتوا...ممنونم كه فراموشم نكرديد و سر زدين... هميشه منتظرم سر بزنيد... با اجازه فردا شب آپ هستم دلتنگ دلتنگيهاتون...من

دل شکسته

خورشید مرده بود خورشید مرده بود و من به این فکر می کردم که آخرین پرنده ی نور در کدام مغرب اندوه مرد خورشید مرده بود و بیچاره ستاره ها تنها و ماه بی یا ور وشب ، تنها شب ، وانسان ها به خواب می رفتند خواب بود و خواب وکثافت آغوش و آدم ها دیگر این گرمای کثیف شبهای همیشه را جایگزین می کردند.

دل شکسته

سلام خوبی دوست خوبم ميگم کجايين شما من اپم بعد از عمری اگه دوست داشتی يه سر بيا قربانت فعلا

مريم

سلام ممنون که خبر دادی

فتو بلاگ مستان

صحنه ای تکراری در عرصه’ زندگی ام ... من با سکوت می گذرم .... آنها در سکوت نگاهم می کنند .... و هر دو بی توجهیم ! ما انسانیم ؟!

ابلهی که همه چيز ميدانست !

شايع شده بود در ادامه طرح سلامت اجتماعی ، قراره پرشين بلاگيها رو اعدام کنن . . خوشحالم که میبینم هنوز زنده ای !

یاران باران یاران خاتمی

سلام خسته نباشید روزانه با 10 پست آپ می کنم امیدوارم رضایت داشته باشید حتم یه سر بزنید یاران باران یاران خاتمی