مجلس هفتم ايران ؛ ترس از دانش آموزان ایران

                                                                                                         sa.jpg

انگارهمین دیروزبودکه برای اولین باردرتاریخ کشورایران زنگ دموکراسی توسط سرداراصلاحات،سیدمحمدخاتمی به صدادرآمدودانش آموزان از آن موقع بودکه با حکومت مردم برمردم آشنا شدندوازاین روبه این نتیجه رسیدندکه آری تصمیم آنها نیزدرسرنوشت کشورشان تاثیر گذاراست.پس ازتصویب کاهش سن رای دهندگان از 18سال به 15سال درسال 1379دانش آموزان توانستندعملا تحقق آن نتیجه را پیش روی خودببینند.وچه نیک حضورشان رادرانتخابات مجلس شورای اسلامی اثبات کردند،آنان به خواست نظام،دولت،وکاندیداهای مجلس لبیک گفتند،اما غافل ازآن که قرار نیست آن کاندیداها پس ازعبورخرشان از روی پل انتخابات به حضور آن دانش آموزان وفادارخوش آمد بگویند.پس ازتصویب طرح های نه چندان ضروری ونیک،این بارنمایندگان مجلس هفتم دست به توطئه ای بزرگ علیه قشر دانش آموزان زده اندوآن چیزی نیست جزمحروم کردن قشر دانش آموزان ازبیان عقیده،محروم کردن دانش آموزان ازاحقاق حقوق،محروم کردن دانش آموزان ازاثبات حضور و دریک جمله طرحی مبنی برمحرومیت دانش آموزان ازتصمیم گیری برای سرنوشت کشورشان یا تصویب مصوبه ای شوم با عنوان افزایش سن رای دهندگان از 15سال به 18سال.مگر نه این کلام امام خمینی است که دانش آموزان پایه و اساس مملکتند.آنان گفتار امامشان راهم زیرپاگذاشتند، وفقط به دلایل سیاسی اصول دموکراسی رانابودساختند،تاراحت تربتوانندبه خواسته هایشان برسند.آنان وجودتنها صحنه تصمیم گیری دانش آموزبردانش آموزبانام مجلس دانش آموزی را نادیده گرفتند.مجلسی که سال به سال به طور مستقیم بر آگاهی و اطلاعات سیاسی دانش آموزان می افزاید و آنان را پر بار می پروراند را ناچیز گرفتند. با وجود اینکه محمد رضا تابش رئیس فراکسیون اقلیت و اصلاحطلب مجلس بارها و بارها به نمایندگی از آن فراکسیون مخالفت شدید خود را با این طرح اعلام کرد و او نیز دلیل اصلی خود را مجلس دانش آموزی عنوان می کرد،نمایندگان موافق طرح باز هم به خود نیامدند و کمی تعقل در این طرح نکردند تا ببینند که با تصویب چنین طرحی چه پیامدهای زیان باری بر جامعه دانش آموزی کل کشور وارد می سازند.جالب اینجاست که این مصوبه خودشان است که در میان اهداف دوره های راهنمایی و متوسطه دانش آموزان ،علاوه بر اهداف آموزشی ،اهداف سیاسی نیز قرار گیرد، تا دانش آموزان از لحاظ سیاسی نیز دانایی پیدا کنند،اما آنان به مصوبه خودشان نیز اعتنا نکردند.آنان آنتی کواریانیسم بد را هر چه بدتر اجرا کردندو اثبات کردند که به کهنه پرستی اعتقاد با لقوه و با لفعل دارند و در حفظ آن عقیده و حاکمیت کهنه پرستی تلاش هر چه تمام تر دارند و در نهایت در اقدامی نا آگاهانه و غیر کارشناسی بر گفته خودشان مبنی بر دانش آموز نادان از سیاست تاکید کردند و طرح افزایش سن رای دهندگان را تصویب کردند،اما غافل از آنکه با تصویب چنین طرحی بار دیگر نا آگاهی خود را از مسایل مبتلا به جامعه دانش آموزی اثبات کردند وبا صلب حق رای از دانش آموزان نشان دادند که آری ؛ مجلس هفتم ایران از قدرت دانش آموزان ایران می ترسد.

کپی برداری از متن آزاد است. نو یسنده متن: انسان آزاد                                                       

                                                       *به امید پیروزی*

/ 72 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تنها در تاريكي

سلام دوست عزيز چند تا از پستهای بلاگتون رو خوندم ولی فعلاْ سرم خيلی شلوغه و نميتونم زياد به اينترنت سر بزنم. امشب اگه وقت شد هم آپ ميکنم و هم لينکتون رو اضاف. قربان شما

پسر ايرانی

سلام وقتتون بخير من سياسی نيستم با تبادل لينکم موافق نيستم چون موضوع هامون خيلي از هم فاصله داره شايد همکلاس هم باشيم ولی درسامون فرق داره موفق باشيد

همتا

سلام آقای انسان آزاد پستتون روخوندم و فهميدم که شما چقدر به فکر دانش آموزايی تو منو اميدوار کردی به اميد ديدار

کورش

از وقتی من يادم می ايد سن رای دادن ۱۶ سال بوده است که يک دوره به ۱۵ کاهش يافت من خودم اگر درست يادم باشد در سال ۷۲ در ۱۶ سالگی در دور دوم انتخابات هاشمی به جاسبی رای دادم

کورش

سياست بازی های زيادی دارد ولی در کل من فکر می کنم اگر سن رای دهندگان کمی هم بالاتر برود زياد به ضرر اصلاحطلبان نباشد چون اکثر طرفداران اصلاحطلبان افراد دانشگاه ديده و حتی بازنشستگان و افراد بالغ هستند

کورش

در دبيرستان دانش آموز فقط کتابهای درسی تحميلی را خوانده و با آلترناتيو های ايدئولوژيک آشنايی ندارد البته آگر اصلاحات بخواهد موفق شود بايد تجدد و تکثر را از خودش شروع کند از جمله از همين سرود یار دبستانی که نماد اصلاحات قلمداد شده است

کورش

بهترين استراتزی اصلاحطلبان در اين وضعيت استفاده از فرصت پيش آمده بازسازی تئوری ها و ايده ها و نقد دولت و تجارب خودشان است از جمله همين واژه های اصلاحات و اصلاحطلبان واژه های کارآمدی نيستند . بايد بازنگری شوند

کورش

سرکار معتقد است که تمدنها از ۴ مرحله تکاملی پيروی ميکنند عصر نظاميان-عصر دانشمندان -عصر ثروتمندان-عصرکارگران ولی کشور ما عليرغم تمدن ديرين خود هميشه در مرحله نظاميان تا اوايل دانشمندان بيشتر جلو نرفته است

کورش

ما معتقديم با توجه به اينکه بخش عمده ای از مشکلات ايران اقتصادی است حتی در زمينه های سياسی فرهنگی و امنيتی نيز ماهيت رشته اقتصاد کارگشا تر است از يک اقتصاد دان روشنفکر و با صلاحيت در انتخابات آتی رياست جمهوری حمايت کنيم نظر شما چيست؟