خشونت در پناه دين

2iad43q.jpg

قدرت فساد آور است وقدرت مطلق فساد مطلق!

وسوسه های قدرت تا آنجا پیش می رود که عده ای تمامت خواه، دین رحمانی و شفقت بار اسلام را دستاویز قدرتشان قرارمی دهند.واژه سکولار برایم واژه غریبی ست.جدایی دین از سیاست.چرا؟!!در انقلاب اسلامی با پرداخت بهای بسیار ،گزاری از ملیت و تمدن باستانی ایرانی به سمت اسلام طی کردیم.و اکنون پس از 28 سال بر سر واژه سکولار متحد میشویم.ظلم و خفقان عصر محمد رضا شاه پهلوی تا آنجا بود که ملت ایران را از تاریخ شاهنشاهی بیزار ساخت وتا ابد با دیدن دو شیر بر پرچم سه رنگشان که نشانه حفاظت از کیان ایرانی است به یاد استبداد و دربار مزدور شاهنشاه می افتند.اما براستی چرااکنون پس از پیروزی و استقرار حکومت اسلامی برای برقراری نظامی سکولار تلاش می کنیم؟براستی بر سر اسلام ناب محمدی ،اسلام رافت،و دین محبت چه آمده!؟اسلامی که کفار مکه را مجذوب کرد ،اکنون چه شده که ایرانیان آن را طرد می کنند؟ نمی دانم شاید پرتاب دانشجویان 18تیر ماه و شکنجه دگراندیشان با گفتن یا حسین تداعی کننده چهره ای خشن از دین شده باشد.اما مگر می شود گفتار حسین را نادیده گرفت.حضرت میفرمایند"آنکه با پندار و یا رفتار خویش دین را خشن معرفی نماید، از معرفت دینی فرسخ ها فاصله دارد".و یا شاید هنگامی که روشنفکران تنها برای انتقاد ار ولایت مطلقه فقیه باید سال های عمرشان را در تبعید گاهها بسر برند،اسلام را دین خفقان و استبداد قلمداد کنیم.به یاد نامه حضرت امیرالمومنین(ع) به مالک اشتر افتادم. که در نامه ای به مالک می فرمایند" ای مالک، بر مردم آنگونه حکومت کن که آنها از تو انتقاد کنند"

در روزگاری که خبرگان رهبری بر این مدعاست که ولایت فقیه را کشف میکند ،نه انتخاب.باید هم بدنبال قداست رهبری بود.اما ،حتی با پذیرش تقدس رهبر،نمی توان از آیه قرآنی" وانا اوایاکم لعلی هدی اوفی ضلال مبین ،من (پیامبر) یا شما بر هدایت یا ضلالت هستیم.بیایید بنشینیم و با هم بحث کنیم.{سبا.آیه 24}. و یا حضرت امیرالمومنین(ع) میفرمایند "فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطی. من بالاتر از اینکه خطا کنم نیستم". و همچنین پیامبر اکرم(ص)میفرماید" انتم اعرف به امور دنیاکم و انا اعرف به امور دینکم. شما در اموردنیای خود از من آگاه ترید و من در امور دینتان".حال اگر قداست رهبر فرزانه از حضرت رسول(ص) و امیرالمومنین(ع) بالاتر است که هیچ و اگر خیر،پرسش ای است که بر اساس کدام تعالیم دینی مرجع تقلید را در بین خود تبعید میکنید؟! . چرا بر خلاف گفتار رسول خدا که مخالفان را به مشورت و انتقاد می خواند امثال دکتر صادق زیبا کلام را تنها برای نوشتن نامه انتقاد آمیز به رهبر محکوم به حبس می کنید؟ بر همگان روشن است ،آنگاه که معاویه با تمام نیرنگ و دسیسه اش و با چهره به ظاهر دلسوز و قیم اسلام نتوانست خدشه ای به اسلام وارد آورد.این بنیاد گراهای دینی و راست های افراطی قدرت طلب که فقط پا در جای پای معاویه ها می گذارند هیچ راهی از پیش نمی برند.و با تمام تلاشی که سعید امامی ها به خرج دادند و تلاشهای بی وقفه وزارت.......! زندان ها ،شکنجه ها ،تبعید ها ،و قتل های باز اندیشان و دگر اندیشان که با برچسب مخالفت با دین سرکوب شدند،با همه این احوال ،وقتی در دوم خرداد رگه هایی از اسلام ناب محمدی نمایان شد تمامی ملت ایران بجز قدرت طلبان و تمامت خواهان به آن لبیک گفتند.

 نو یسنده متن: محسن رها

/ 57 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
وبلاگ گروهی فریاد حق طلبی مردم

حضور محترم جناب آقای انسان آزاد(اصلاح طلبان خوزستان) با سلام و تقدیم احترام اخیراً آقای مسعود طهماسبی(رها) پیشنهاد کرده اند که خود من سرگروهها را مشخص کنم، پس یک راه می تواند این باشد که من سرگروهها را مشخص نمایم و هر سرگروه یک معاون برای خود به انتخاب مشخص نماید. تصمیم گیری در رابطه با این پیشنهاد را به نظر اعضا و نویسندگان وبلاگ گروهی واگذار می کنم لذا از جنابعالی می خواهم تا نظر خود را در این رابطه در اسرع وقت به من اعلام دارید. پیروز باشید - سید محسن قائمی

بعد از اینکه اعضای هر یک از گروهها به حداقل سه نفر

بعد از اینکه اعضای هر یک از گروهها به حداقل سه نفر رسید به من اطلاع دهید تا رمز ورود به قسمت مدیریت یکی از وبلا گهای گروهی را در اختیارتان قرار دهم. بعد از راه اندازی وبلاگ گروهی سرگروه حداکثر دو هفته فرصت دارد تا از میان اعضای گروه خودش یک نفر را بعنوان معاون خود انتخاب نماید. اسامی سرگروهها به قرار زیر می باشد: 1- آزاد مرد(خودمونی تر از خودمونی) 2- انسان آزاد(اصلاح طلبان خوزستان) 3- ميلاد تفضلي(مديريت سایت بازتاب ایران) 4- محمد مهدی حبیبی(قلم معترض) 5- شیخ حق گو 6- مسعود طهماسبی(رها) 7- کارن(دگراندیش) 8- میثاق(نت نوشت) 9- نویسنده 66(آزادباش) پیروز باشید - سید محسن قائمی

وبلاگ گروهی فریاد حق طلبی مردم

حضور محترم جناب آقای انسان آزاد(اصلاح طلبان خوزستان) با سلام و تقدیم احترام قابل توجّه کلیه اعضای وبلاگ گروهی فریاد حق طلبی مردم اخیراً یکی از اعضای وبلاگ گروهی از من خواسته اند برای اینکه وبلاگهای گروهی سریعتر راه بیفتد سرگروهها را خودم تعیین کنم، در این رابطه از تمامی اعضای وبلاگ گروهی نظرخواهی کردم که اکثرشان با این پیشنهاد موافق بودند لذا با کسب اجازه از محضر تمامی اعضای وبلاگ گروهی، چند نفر را بعنوان سرگروه معرفی می کنم و از دیگر اعضای وبلاگ گروهی تقاضا می کنم برای عضویت در یکی از گروهها به سرگروه مربوطه مراجعه نمایند(سرگروهها نیز می توانند از میان اعضای وبلاگ گروهی و یا خارج از آن برای گروه خود عضو گیری نمایند).

فاطمه

salam mohsen jooni.khobi golam.karet oke .man bet eftekhar mikonam.doset daram.

شروين

سلام ببين من ميگم همش تقصير همين احمدی نژاده ببين چقدر اين ايران داره پيشرفت ميکنه سوخت هسته ايم که داريم

سلام عزيز. وبلاگ قشنگی داريد . لطفا به بلاگ من يه سری بزنيد ممنون ميشم. با سپاس : عمو لره www.amo-lore.mihanblog.com

م.ماشین

دوست یا دشمن عزیز، سلام سوال فرموده بودید که: "جدائی دین از سیاست، چرا؟" در پاسخ شما باید عرض کنم که: - نخست، مگر نه اینکه دین یک انتخاب است که در آن اکراهی نیست؟ - دوم، مگر نه اینکه سیاست موضوعی مرتبط با حقوق عمومی است و میبایست همه --و بطور یکسان-- در آن حق اظهار نظر و رای داشته باشند؟ - حضرتعالی بفرمائید: تکلیف آنهائی که چون شما نمی اندیشند چیست؟ آیا همه، لزوما و اجبارا میبایست از بعد مذهبی همسو با شما باشند؟ - اگر "بله"... در این صورت حق با شماست. واقعا چرا جدائی دین از سیاست!!!!!؟ - اگر "خیر"... اگر دیگران هم به سبب برخورداری از کرامت انسانی، حق انتخاب دارند. بنابراین با ممزوج نمودن این دو، حق ایشانی که نظر مذهبی مغایر با شما دارند به طور قطع پایمال خواهد شد --و میشود!--

م.ماشین

- دین شما --به ازای جمیع مقادیر-- محترم. قصد توهین به اعتقاداتتان را با اشاره به موارد گوناگونی که منجر به نقض آنها خواهد شد، ندارم. لیکن، بازگشت به اعتراف خود شما، آنچه امروز تحت لوای "دین اسلام" مبنای حکومت قرار گرفته با اصل آن تفاوت های چشمگیر و اساسی دارد. سوال بنده از شما این است: آیا جمع سیاست با مسلکی که حتی به زعم پیروان راستین آن، با حقیقت آن مسلک تفاوت فاحش و چشمگیر دارد کار درستی است؟ - بهتر نیست ابتدا سر و سامانی به مذهب جهانشمولتان بدهید و هرگاه توانستید به نسخه صحیحی از آن برسید، آن موقع داعیه مخلوط کردن آن با حقوق عمومی --که قبلا هم عرض کردم متعلق به دیگران هم هست-- را داشته باشید؟ - پاسخ های متعدد دیگری نیز هست، که در حوصله این جا نیستند، مثلا: - قدرت همواره منشا فساد بوده و هست --تقریبا اکثر عالمان علوم اجتماعی در این نکته اتفاق نظر دارند--، با ممزوج نمودن دین و سیاست، تنها موجبات فساد دین را فراهم خواهید آورد: چه بسا آوردید، و اصلا همه این فاصله گرفتن ها از آنچه اسلام ناب محمدی میخوانید از همین جا سرچشمه میگیرد - دوباره میپرسم: جدای دین از سیاست، چرا نه؟؟

م.ماشین

ببخشید که مکررا پست زدم، فقط اینکه بنده خواننده بلاگ شما نیستم. بنابراین خواهش مندم در صورت پاسخ داشتن عرایضم، آن را به ایمیل ام بفرستید